نکاتي از هر چيز و هر جا دهمين نوشتار


نکاتی از هرجا و هر چیز

دهمین نوشتار

پیش نوشتار

از آنجائی که بنظر می رسید بعضی مطالب را می توان بصورتی خلاصه نیز منتشر کرد، بدین ترتیب اقدام به این کار می شود. اکثر نکاتی که در این دسته نوشتار می آید یا پیشتر بصورت مفصل منتشر  و یا نوشته و هنوز منتشر نکرده ام؛ بعضی نیز در ذهنم شکل گرفته و آماده است ولیکن هنوز به نوشته نیامده است.

آنهائی که منتشر شده اند شاید به دلیل مفصل بودن برای عده ای امکان مطالعه اشان نباشد و آنهائی که منتشر نشده اند شاید تا زمانی طولانی منتشر نشوند بنابراین به نظر معقول می آید که چکیده ای از آنها بصورتی بسیار مختصر ارائه شود.

تمامی این نکات که جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، تاریخی، علمی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، ادبی و… و عالم هستی را در بر می گیرند همه در دل یک فلسفه منسجم می گنجند.

پیوستگی میان  موارد گوناگونی که در این نوشته ها می آیند تفاوت یک فلسفه منسجم و واقعی با حرفها، تحلیل ها و  نظرات  فیلسوفان غیر واقعی و مردم عادی را نشان می دهند.

نظراتی که در باره آنها تفکر کافی شده و بصورتی منسجم در آمده بطوری که هرکدام از آنها مستقلا ً به سایرین ربط دارد بدون اینکه تناقضی در آنها دیده شود نظرات فلسفیِ واقعی است. ولی آنچه در فلاسفه کاذب و مردم عادی دیده می شود چنین نیست. زیرا چنانچه در چند مورد متفاوت نظراتشان کنار هم قرار بگیرند تفاوتها و تضادهای فراوان و آشکاری در آنها دیده می شوند که نشان می دهند منسجم و دقیق نبوده و در باره ارتباط آنها بایکدیگر یا اساساً فکر نشده و یا فکر کافی نشده است.

فلسفه تفکری وسیع در مجموعه گسترده ای از مسائل هستی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و… است که انسجامی دقیق میان مباحث کلی و جزئی تک تک هرکدام از آنها با یکدیگر وجود دارد.

توجه: این نوشته ها هر از گاهی  بدون اینکه زمان مشخصی داشته باشند منتشر می شوند.

دهمین نوشتار

1- تاریخ نگاری جدید بر مبنای قدرت است همانند قدیم بلکه بدتر.

2- امپریالیسم یعنی چه و چه کاری میکند؟ قدرت امپریالیسم در دست چه کسانی است؟

زمانیکه از امپریالیسم و یا حتی در حد پائین تر سرمایه داری صحبت می شود یعنی اینکه تمام قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی فرهنگی و… در دست سرمایه داران است. آنها دولت، وزراء، مجلس، فرماندهان اصلی ارتش، بالاترین مسئولین سازمانهای جاسوسی و امنیتی، روسای بانک ها، صنایع بزرگ و… وهمه  اهرم ها یا مهره های اصلی را تعیین می کنند و تمام هزینه های آن را نیز از مردم میگیرند. یعنی از جیب خودشان یک ریال هم خرج نمی کنند بلکه از این راه ثروتشان بیشتر هم میشود. در این وضع است که در اولین قدم استثمار و استعمار از همان کشور محل سکونت اشان شروع میشود، بعد باید برای رسیدن به سایر کشورها و لخت کردن آنها شروع به اعمال روش های دیگری بکنند. روشی که برای غارت کشورهای محل سکونت خودشان در پیش میگیرند با سایرین  به دلایل زیاد و قابل اثبات و فهم متفاوت است.

حال اگر کسی این نکات را نفهمد و فکر کند در غرب آزادی و دمکراسی و کرامت انسانی است و این ثروتمندان دارند آنجا فقط می خورند می خوابند و در خواب خرگوشی رفته اند و کاری هم به سیاست ندارند و همه چیز کشور با آراء مسخره ای که هر چند سال یکبار در انتخابات میدهند تعیین می شود، هنوز در دوران شیرخوارگی سیاسی بسر می برد. مثالی ایرانی می گوید: خوش بحال اینها.

3- قدرتهای بزرگ مانند صهیونیستها که اکنون کنترل کشورهای غربی رادر دست دارند و آنها را مستعمره کرده اند، علم غیب ندارند و به آنها الهام نمی شو بلکه ده ها سازمان تحقیقتی ایجاد کرده اند که بوسیله آنها راه و روش های  به روز برای غارت و کشتار مردمان بیابند.  بیشترِ این سازمان ها دولتی هستند  یعنی از جیب مردم هزینه می شود ولی سرمایه داران و امپریالیستها  برای خودشان نیز تشکلاتی دارند که با سوء استفاده از نتایج بدست آمده تحقیقات دانشگاهی مسیر جریانات را به نفع آنها بچرخاند.  تشکلی را که ” جرج سوروس” براه انداخت به دلیلی علنی شد و نام اش بر سر زبانها افتاد ولی امثال این چنین تشکلات در اختیار یهودیان صهیونیست زیاد است. همین ها هستند که از جمله کارهایشان ساختن افراد به اصطلاح متفکر( فروید، هوسرل، هایدگر…) و ترم هائی است که سایر مردمان جهان سوم را مشغول آن بکنند. مثلا در حالیکه غربی ها روزانه کشتار می کنند و خود آنها رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی را حمایت کردند و حالا هم از کشور سکتاریستی اسرائیل که صد پله بدتر از آپارتاید است حمایت می کنند، مغز این  به اصطلاح متفکران سیاسی کشورهای دیگر( مخصوصا ً ایران) را بکار گرفته اند که با ترم هائی مانند حقوق بشر، تروریسم، سکولاریسم ووو وقت بگذرانند.

نشر افکار خاص، شستشوی فکری، فرهنگ سازی مناسب منافع خود و در اساس آنچه در دل یک سیستم می گنجد کار آنهاست و آن سیستم، سیستم سرمایه داری نام دارد. اما زمانیکه در حد جهانی یا امپریالیسم قرار می گیرد باید تمام این جزئیات تشکیل دهنده سیستم در سطح جهانی باشد یعنی”سیستمی جهانی”.

اما آنچه آنها ارائه می دهند فلسفه نیست هرچندهمه چیز را در بر می گیرد، حتی اگر به آن نام فلسفه بدهند وفلاسفه دروغینی را به جهان و در سطح جهان ارائه بدهند.  زیرا آنچه آنها می گویند فقط برای فریب است و چیزی منسجم نیست و روز بعد ممکن است کاملا ً برعکس آن را بگویند و عمل بکنند.

4- چندی پیش بحثی در باره رضا شاه بدلیل فیلم مستندی درباره او مطرح شد که من سکوت کردم ولی دوستی از من خواهش کرد تا نظرم را برایش بنویسم. اینکار را کردم حال فکر می کنم طرح آن برای سایرین هم جالب باشد. از آوردن نام آن دوست صرف نظر می شود. آن نوشته چنین است:

دوست عزیز. بنظرم عین همین صحبت ها را همین روزها میان دو نفر دیگر دیدم. یک واقعیت تاریخی آنهم در ایران بدین ترتیب نیست که همه چیز یا سیاه است و یا سفید. داستان کنار رفتن قاجار و روی کار آمده رضا شاه و اینکه چه تغییرات اساسی با این تحول در ایران ایجاد شد را در جائی نوشتم ولی کامل نیست، بلکه با تغییر سیستمی روبرو شدیم که نتیجه آن ایجاد ارگان ها یا سازمانهای جدیدی بود که تا آن زمان و بدان صورت وجود نداشت و در نقش وزارت خانه ها برای اداره کشور نمود یافت، رضا شاه کارهای مثبتی کرد که بهمین دلیل بود واز طرفی  بناچارهم می بایست دوره خان خانی یا ملوک الطوایفی یا شاهان کوچک برداشته می شد. این حکم رضا شاه نبود بلکه حکم سیستم جدید بود. در کنار آن مسلما ً هر کسی اشتباهاتی هم دارد، رضا شاه قلدر بود و البته شجاع هم بود مثلا ًزمانیکه می خواهند به او حمله بکنند او ترسی بخود راه نمیدهد و در همان محل قصر به تنها حامی اش که یک استوار بود می گوید مسلسل 60 تیر را بیاور و می خواست خودش پشت آن بنشیند و از خودش دفاع بکند کاری یا شجاعتی که در آن زمان از کمتر قدرتمندی، نشسته در حکومت بر می آمد.

دمکراسی، و بسیاری از ترم های متداول کنونی جدیدالایجاد هستند و نباید آنها را برای آن زمان بکار برد. متاسفانه باید بگویم این داستان خیلی طولانی تر از اینهاست که با چند سطر کوتاه و با سیاه یا سفید کردن تمام بشود. اما اشتباه بزرگی که پسر رضا شاه کرد این بود که این تحولات را نفهمید و میخواست خودش همه چیز را در دست بگیرد در نتیجه هیچ کس یا نیروئی در ایران از او حمایت نکرد. یادم نمی رود که تنها تیمساری که از او حمایت کرد یعنی تمیسار ریاحی ( بعد از انقلاب اعدام شد) دو پسر  دانشجو در هند داشت  آنها بهمراه پسر خواهر این تیمسار و یک دختر از اقوام نزدیک همه از دوستان صمیمی من بودند و همه مخالف شاه بودند و این تیمسار بیچاره برای خداحافظی با آنها به هند آمد و گفت تا پای جان برای شاه می ایستد و چنین هم کرد. ولی همه این جوانان خانواده با او مخالفت می کردند  و در آن مراسم وداع بحث های تندی میان آنها در گرفت؛ نتیجه آنکه حتی نزدیکترین و فداکارترین شاه دوستان تنها بودند و در خانواده آنها نیز همه مخالف شاه بودند.

مهمترین نکته در تاریخ حکومت محمد رضا شاه همین تحولات وعدم درک واقعی و تاثیر آنها بر نوع حکومت است که خود شاه آن را نفهمید و متاسفانه  هنوزهم بعد از اینهمه سال (با دیدن چنین بحث هائی) متوجه می شوم که سیاستمداران و عقلای کنونی ایران نیز  به این نکته اساسی توجه ندارند.

اگر رضا شاه این نکته مهم را نفهمید و دنباله رو بود یعنی سیاست هایش را برایش دیکته می کردند محمد رضا شاه هم نفهمید و متاسفانه تاریخ دانان و سیاست دانان کنونی هم این نکته را نفهمیدند.       در آخر اینکه دوست عزیز هر دو طرف شما و آن طرف دیگر مقداری از حقیقت را می گوئید ولی بنده بنوبه خودم نظر مثبتم به رضا شاه بر منفی آن می چربد.

5- آمدن رضا شاه تنها تغییر یک شاه نبود همانند آنچه که طی چند هزار سال انجام شد؛ بلکه یک تغییر اساسی در مدیریت کشور بود.تا پیش از رضا شاه  سلسله های حکومتی وابسته به یک ایل بزرگ بودند که از حمایت آنها بهره می بردند و در اداره کشور تماما ً از این زاویه مسئله را نگاه می کردند. اما آمدن رضا شاه که از چنین پشتوانه ای برخوردارد نبود بدان معنی بود که باید نوع دیگری از سیستم اداره کشور برقرار شود و در نتیجه وزارت خانه ها و ادارات ووو ایجاد شد که برای مدیریت آنها نیز افرادی خارج از خانواده سلطنتی مورد استفاده قرار میگرفت. این واقعا ً یک چیز جدید بعد از چند هزار سال اداره کشور بود. اما محمد رضا شاه نخواست این نکته را ببیند و یا بپذیرد در نتیجه می خواست تمام قدرت در دست خودش باشد که این خود یک دوگانگی و شکاف عظیم در مدیریت کشور ایجاد کرد. هنوز هم اکثریتی عظیم از سیاسیون به این نکته توجه نکرده اند و بدون این پیش زمینه مهم و اساسی به بررسی حقانیت یا عدم حقانیت شاه می پردازند. شاه که به این تفاوت بزرگ میان دوران خودش با پیشینیان توجه نداشت خود را کورش میدید اما نمی دانست که به غیر از انگشت شمار اقوام نزدیک کسی را ندارد و در نتیجه به یک حاکم مستبد تبدیل شده بود.  امثال مصدق که خود مصدق السلطنه بود و دروس سیاسی  را در غرب تکمیل کرده بود و دیده بود که تمام آن کشورها سلطنتی هستند ولی دارای مجلس ووو در اساس مخالف فروپاشی سلطنت نبودند ولی شاه حاضر نبود قدرت مجلس را بپذیرد و یا با نیروی دیگری در قدرت شریک بشود.

با آمدن حکومت اسلامی جدید، سیستم جدیدی نیز آورده شده است که در آن سلطنت جائی ندارد، وزارتخانه ها و ادرات بسیار گسترده شده اند اما یک رهبری مذهبی نیز در صدر آن قرار دارد که مترصد موقعیت خود است. اینها نیز یا یاد گرفته اند و در مسیر هستند و یا باید یاد بگیرند که میان آن زمانیکه در خارج از قدرت بودند و حالا که در قدرت هستند تفاوت بسیار است و باید خیلی از خود انعطاف نشان بدهند و از آن تفکرات اسلام ناب محمدی فاصله بگیرند.

بر همین روال اگر در افغانستان به جای جنگیدن با طالبان با آنها مدارا می شد و با آنها روابط سیاسی، اقتصادی ووو برقرار می گردید پس از چندی آنها که در گیر مسائل اقتصادی، تجاری، صنعتی ووو با جهان می شدند دیگر نمی توانستند همان طالبان و یا القاعده باقی بمانند. در واقع همین غرب که طالبان و القاعده را ساخت آنها را هم در مسیر براه اندازی جنگ در منطق کشید.

همیشه گفته ام: غرب، امپریالیسم و صهیونیسم دیوان یا شیاطینی هستند که با جنگ وخونریزی زندگی می کنند و در صلح می میرند.

بحث در خصوص رفع حجاب در زمان رضا شاه و  متقابلا ً آوردن حجاب در رژیم اسلامی و رابطه آن با این تحولات ریشه ای سیاسی ( و حتی این نکات در کشورهای اسلامی و مثلا ً همین افغانستان) را به زمان دیگری موکول میکنم.

6- آنکه میگوید تحریم ایران بخاطر سیاست اتمی است؛ یا نادان سیاسی است یا شارلاتان سیاسی.

7- قابل توجه آن ایرانیانی که حافظه تاریخی ندارند و یادشان رفته، غرب، عراق را وادار به حمله به ایران کرد و همین غرب ِطرفدار ِ حقوق بشر تا همین چند سال پیش حامی آپارتاید در آفریقای جنوبی بود و بسیاری جنایات کرده و میکند که از حد بیرون است. حالا هم قصد دارد این صحنه های زیبای  بمب گذاری و کشتارهای فجیع را در ایران بیافریند.

8- قابل توجه طرفداران یا حقوق بگیران اسرائیل و غرب. ببینید چه شیر تو شیری شده. پای کردها را هم دارند بطور جدی بمیان میکشند. در این میان همه مردم منطقه همدیگر را می کُشند و اسرائیل و غرب در حالیکه پشت این مسائل خوابیده اند به ریش بلند همه اینها می خندند. خوشبختانه هنوز نتوانسته اند جنگ داخلی را به ایران بکشند. ولی اگر در سوریه موفق شوند قدم بعدی ایران است که در آن صورت یک جنگ بسیار بزرگ شروع می شود و به خیلی کشورهای جهان و شاید غرب هم بکشد. همکاری مجاهدین رجوی در سوریه با سلفیون، وهابیون و سایر آدمکشان مزدور پیش زمینه ای است تا در صورت پیروزی در سوریه همین نیروهای مزدور با همکاری یکدیگر وارد ایران بشوند.

جالب است که برای راه اندازی جنگ در ایران از مسائل سطح پائین و مردم ِ ساده  فریب استفاده

می شود ولی همین ها برای مردمی که سطح دانش پائینی دارند ( حتی اگر ادعای رهبری سیاسی هم بکنند)  و نمی توانند مسائل بزرگ جهانی را ببینند، کافی است.

9- در رابطه با حمایت اخیر ترکیه از جبهه النصر و بمباران کردهای شمال سوریه. داستان مسائل و مشکلات منطقه بسیار پیچیده تر از آنست که بنظر میرسد. ترکیه ظاهرا بسیار ساده تر و بی تجربه تر از ایران با مسائل برخورد میکند و شاید بتوان گفت بدلیل نفوذ صهیونیستها در سیاست داخلی ( ارگان های دولتی ) ترکیه سیاست خارجی آن نیز گیج و سردر گم است. برای دیدن پیچیدگی مسائل منطقه کافیست توجه کرد که همین روزهای اخیر جلسه ای برای اولین بار با شرکت تقریبا تمامی نیروهای کرد در منطقه تشکیل شد این زنگ خطری برای ترکیه است که در صورت ادامه چنین تشکلی نیمه بزرگی از کشورش که کرد نشین است جدا بشود، توجه شود که آنها عبدالله اوجلان رهبر پ ک ک را در جلسه بعنوان یک رهبر کرد پذیرفته بودند. البته این مشکل برای ایران و عراق و سوریه نیز هست. اما عراق که دیگر کار زیادی از دستش بر نمیآید و خود نیز درگیر مسائل داخلی است. سوریه نیز با آن مشکلات دست بگریبان است ولی ترکیه برایش مسئله حیاتی است. لیکن ایران تنها قسمت کوچکی از کشورش مهاباد و سنندج می توانند در نهایت جدا بشوند. در مقابل از بسیاری ایرانیان شنیدم که می گویند بگذار جدا بشود از دست یک مشکل و جنگ داخلی راحت میشویم. مطمئنا مطابق نقشه ای از کردستان که توسط یهودیان صهیونیست کشیده شده ، تا منطقه بختیاری جزء خاک کردستان نخواهد شد و حتی کرمانشاه نیز با آنها نخواهد رفت و از جهت دیگر کار تا نقده یا میاندوآب تمام می شود این آخر ماجرای جدا شدن کردستان از ایران است ولی ترکیه قسمت بسیار بزرگی از خاکش را از دست میدهد. در اینجاست که ترکیه درگیر یک سردرگمی بزرگ که ناشی از نداشتن محققین بزرگ و سازمانهای تحقیقی وابسته به دولت بوده و از طرفی وجود صهیونیستها درون حکومتش می باشد.

10 – مواظب باشیم، این جنایات فجیع و بیرحمانه و غیر انسانی که توسط سلفی ها و وهابیون نسبت به مردمان شریف کرد صورت گرفته توطئه ای است که توسط یهودیان صهیونیست برای گسترده تر کردن آتش جنگ در منطقه است، در دام نیفتیم و به جای اینکه تیغ را بر روی این بظاهر مسمانان بی اراده احمق بکشیم بر روی صهیونیستها بکشیم تا دست از مداخلات و جنایاتشان بردارند. آنها موذیانه خود را مخفی کرده اند اما دست آنها پشت تمام این جنایات است. ده ها سال است که قدرتهای استثمارگر برای غارت منطقه از به راه اندازی جنگ های مذهبی استفاده می برند.

11- چه منظره های زیبائی است این عکس هائی که از بمب گذاری ها و سر بریدن ها که  بواسطه بشردوستان غربی بوجود آمده و در رسانه ها می بینیم. به امید آن روز که این چنین مناظر زیبا را در شهرهای ایران به همت جوانان دلیر و وطن دوست طرفدار اسرائیل آمریکا و اروپا به بینیم. و بعد حداقل 40 سال صبر بکنبم تا به وضعیت خراب و درب و داغان امروز ایران برسیم. پس جوانان غیور وطن پرست تلاش کنید و همت بیشتری بخرج دهید و پول بیشتری از غرب درخواست بکنید. البته اسلحه و آموزش نظامی ووو.  نیاز به یاد آوری من نیست خودتان همه چیز را کاملا بلد هستید

12- پیروزی در این جنگ بسیار استراتژیک است. اگر دولت سوریه موفق بشود نیروهای مزدور اسرائیل و آمریکا را شکست بدهد یعنی دوران اقتدار غرب کاملا ً به سر آمده ودور جدید از روابط اقتصادی و سیاسی در جهان آغاز خواهد شد.

به امید پیروزی دولت سوریه بر این مزدوران که پیروزی ایران  بر این دیوان ِ جهانخوارِ  کثیف و جنگ طلب نیز به حساب می آید.

13- سینه زنان حرم اسرائیل، جمع شوید همه برید اسرائیل ( بر اساس و وزن نوحه خوانی برای امام حسین). آنانیکه دنبال چنین بهارهائی ( عربی) برای ایران هستند بفرمایند ببینید چه کشتارهای میشود؛ بدانید که اگر با چنین بهارهای اسرائیلی برسرکاربیائید بزودی از این بدتر در ایران بر سر شما خواهد آمد زیرا هیچ یک از شما نمی تواند باندازه  ” مرُسی ” در مصر و یا طرفداران جمهوری اسلامی نیرو دور خودش جمع بکند. پس بزودی بعد از بهارهای اهدائی اسرائیل طرفداران جمهوری اسلامی یا اسلام گرایان هر بلائی را بر سر شما خواهند آورد. زیرا جنگ است و همه همدیگر را می کشند. در جنگ حلوا تقسیم نمی کنند و چون شما جنگ را شروع کرده اید مقصر هم هستید.

14- خوش بحال آن کودکانی که فکر میکردند و میکنند بهاری عربی بوده و بخاطر کشته شدن یک گاریچی شروع شد و هیچ برنامه ای از جانب غرب در پشت پرده ریخته نشده بود. خوش بحال آنها که تا لحظه مرگ حتی در 100 سالگی اینچنین کودک می مانند.

15- آن کودکانی که شعارهای دروغین غرب را تکرار می کردند و این جریانات را بهار عربی میخواندند از اربابان فکری خود (غربی ها و صهیونیستها) به پرسند نام این فصل چیست؟ و چگونه فصل بهار آنها این چنین تغییر کرد؟

16- شاید پست ترین و حقیرترین انسانها آنهائی باشند که به پدر، مادر، برادر، خواهر و نزدیکترین نزدیکان خود بدلیل فقر آنها پشتمی کنند و نوکری ثروتمندان را می پذیرند. ما ایرانیان( مطمئن نباشید که حتما ً و صد در صد از هزاران سال پیش اجداد شما در این سرزمین بوده اند و شما نیز مهاجر نبوده اید) با همسایگان خود مخصوصا ً همسایگان شرقی یعنی افغانستان و تاجیکستان یکی هستیم.شاهنامه فردوسی که شما به آن افتخار می کنید داستان مردمان ساکن در سرزمین کنونی ایران  نیست بلکه از کابل و کابلستان میگوید و از سیستان که بیشتر آن در افغانستان کنونی است و وقایع اتفاق افتاده در آن قسمت مربوط به افغانستان کنونی بوده نه ایران کنونی.

بیائید فریب این غربی ها و صهیونیستهای جنایتکار را نخورید.  بدانید که یهودیان ایران، ایرانیانی بودند که دین یهود را پذیرفتند. حتی آن عرب هائی که یهودی بودند ( یهودیان اصیل و اولیه عرب بودند) و به ایران آمدند پس از هزاران سال باید بپذیرند که بعد از پذیرش دین یهود توسط بعضی ایرانیان با آنها در آمیختند و به همین دلیل و همچنین سکونت چند هزار ساله در ایران، ایرانیانی هستند که دین اشان یهودی است.

بیائیم دین را وسیله تفرقه قرار ندهیم. دست اتحاد بهم بدهیم و با این اتحاد سرزمینی گسترده از خلیج پارس تا مرزهای چین و مغولستان را تشکیل بدهیم تا بدون هیچ عذری تمام ساکنین آن بتوانند بهر کجا بخواهند سفر و زندگی بکنند.

17- داشتم به دوستان خوب افغانم فکر میکردم. افسوس خوردم که که سه کشور ایران و افغانستان و تاجیکستان که هر سه مهمترین عامل نزدیکی یعنی زبانشان یکی است اینهمه از هم دور افتاده اند. افسوس خوردم که اینهمه انسان های خوب و سرشار از مهر و محبت افغان در کنار ما هستند ولی باید اینهمه میان ما فاصله باشد و نتوانیم به سادگی همدیگر را ببینیم. باید تلاش ما بر این باشد که مرزهای میان این سه کشور برادر و بسیار نزدیک بهم یعنی ایران، افغانستان و تاجیکستان برداشته بشود و تمام این مردمان بتوانند بدون هیچ ویزا و معذوری در هر نقطه ای از این سه کشور به کار و زندگی بپردازند. متاسفانه استعمارگران غربی و عوامل اشان (که  بیشتر با اسم  وشعارهای ایرانی ناب ظاهر می شوند) نمی گذارند صلح بر قرار شود و این مرزهای کاذب از میان برداشته بشود. تعداد زیادی از مردمان و نزدیکترین نزدیکان ما ( افغانان) درگیر جنگی ناخواسته اند که متاسفانه باعث می گردد کار بازگشائی مرزها بدون کنترل و همانند هم وطن بودن این مردمان بسته باشد. عوامل این کشورهای غربی و نوکران اسرائیل تحت عناوین طالبان ، سلفی،  وهابی در افغانستان و منطقه و در ایران باعناوینی بظاهر بسیار ایرانی  با عکس های ادیان و سلطنت های قدیم و جدید و امثالهم عمل می کنند.

اولین قدم در راه اتحاد سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان این است که جمهوری اسلامی ایران بجای استفاده از افغانان بعنوان نیروئی نظامی برای مقابله با نفوذ اسرائیل در منطقه این هموطنان      (افغانان هم وطنان ما هستند) و هم زبانان عزیز را بعنوان شهروند بپذیرد. مطمئنا ً در اینصورت نیروی متحدی بوجود می آید که بسیار قوی تر از اکنون با نفوذ متجاوزین غربی مقابله می کند.  بهترین دوستان من افغانان هستند و جوانانی بسیار بسیار با هوش، شریف و قابل اعتماد می باشند.

18- بنظر من تفاوت احمدی نژاد با این جناح جدیدی که ریاست دولت را بدست گرفته بسیار زیاد و ریشه ای است. احمدی نژاد بنوعی سوسیالیست بود و بیشتر به طبقات پائین و فقیر جامعه فکر می کرد او در روابط خارجی با کشورهای آمریکای لاتین و همچنین کنفرانس شانگهای پیوست و در کنار سیاست داخلی می خواست سیستم مالیاتی را جدی و واقعی بکند که با واکنش بازار و اعتصاب آنها روبرو شد. اما هاشمی و تیم او بیشتر با سرمایه داران هستند و بهمین دلیل در روابط خارجی نیز روش دیگری را پیشمی گیرند. تیم دیگری در این میان نیز هست که بیشتر به بازار نزدیک است. اما اینکه چرا بسیاری مردم و مخصوصا ً  طرفداران احمدی نژاد نا امید شدند و در رای گیری شرکت نکردند و تحلیل های مفصل من در این مسائل را می توانید در سایتم بخوانید.

19- دو سال از کشتار وحشیانه و در کمال خونسردی نزدیک به 70 نوجوان و جوان سوسیالیست و چپ در نروژ گذشت. این تصور که تنها یک نفر به تنهائی همه این کارها را انجام داده تصوری کودکانه و بهتر است گفته شود احمقانه است. برای اینکار بطور یقین یک گروه بزرگ برنامه ریزی و حمایت کردند که بدون تردید صهیونیستها و اسرائیل در پشت آن بوده اند. من کاملا ً شک دارم که پلیس امنیتی نروژ آنقدر بی عرضه و دست و پا چلفتی و احمق بوده که نتوانسته خبری بدست بیاورد. چگونه است که این سازمانهای غربی از آن سر دنیا از کره شمالی و ایران تا این سر دنیا از انگشت در دماغ کردن مردمانش هم با خبر هستند ولی وقتی موضوع به کشتار امثال الف پالمه نخست وزیر ضد آمریکائی سوئد، آنا لیند وزیر خارجه سوئد که طرفدار الف پالمه و همچنین فلسطینیان بود و این 70 جوان و در مجموع نیروهای چپ و سوسیالیست میرسد همه کر و کور می شوند و سازمان های امنیتی کاملا ًبی خبر می مانند. چگونه است که همه سازمان های امنیتی دنیا دست بدامان اسرائیل می شوند تا او با کمک نیروهای نفوذی اش در تمام دنیا همه اخبار را بدست بدهد ولی در خصوص کشتار وحشیانه نزدیک به 70 نو جوان و جوان هیچ خبری در دست اسرائیل و سایر سازمانهای امنیتی نباشد؟؟!! اینها بازی های خطرناکی است که یک عده آدم کش حرفه ای بنام سرمایه دار جهانی ( یهودیان صهیونیست) هر روزه در جهان براه می اندازند. پس این را هم بدانید که اگر هر بلائی بر سر من آمد 100% کار صهیونیستهااست حتی اگر کسی با یک متر ریش بظاهر اسلامی من را بکشد.

20- برای من بسیار جالب بود که در سفر یک ماه پیش به ایران دیدم بعد از اینکه سالها ایرج افشار را اذیت کردند حالا بسیاری از آنها به ارزش این استاد بزرگ علم و ادب پی برده اند و حتی عکس او را در اتاق کارشان گذاشته اند.

21- اردیبهشت 1392 در تهران  بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار مراسم اعطاء جایزه سالیانه به کسانیکه خدماتی در راه ایران شناسی انجام داده اند برگزار شد. این موقوفات بزرگترین مرکز علمی  غیر دولتی ایران است که توسط مرحوم دکترمحمود افشار از نزدیکان دکتر محمد مصدق به جامعه علمی ایران هدیه شد. نام و یادش همیشه گرامی است و در خاطره ایران و ایرانیان جاویدان خواهد ماند زیرا تمام ثروت خود را برای توسعه علم وقف کرد. او حتی برای فرزندانش هیچ ارثی ( حتی یک خانه) باقی نگذاشت. البته باید دانست که فرزندان چنین مردی خود نیز انسانهای بزرگی بوده و هستند و چنین تقاضائی هم از پدر در برابر چنین امر مهمی نکردند. زنده یاد ایرج افشار فرزند محمود افشار که خود از بزرگان علم و ادب ایران است خانه ای با قسط و وام بانکی خرید،  در حالیکه حتی کمتر از یک در هزار ثروت پدر برای تهیه بهترین خانه در بهترین منطقه تهران کفایت می کرد.

 

22- چند روز پیش دوستی اهل پاکستان را دیدم ایشان دکترا در شیمی دارد و بقول خودش هشت تا دکترا دارد و پرفسور و رئیس دانشگاهی در پاکستان است.  او در سوئد نیز کرسی استادی دارد به همین دلیل میان دو کشور سفر می کند. از اوضاع پاکستان پرسیدم با حالتی تاسف بار گفت: هیچ خوب نیست مردم همدیگر رامی کشند و امنیت نیست و… من در همین زمان داشتم فکر میکردم: چه مردمان وحشی ای چرا نمی توانند مشکل خود را با زبان و بدون خونریزی حل بکنند. اما در همین حال به این فکر می کردم که وقتی ایرانیان همین گونه با غربی ها حرف می زنند و از ایران چهره ای وحشی ارائه می دهند آنها نیز به ما به چشم مردمانی عقب افتاده و وحشی  نگاه می کنند.

23- من اپوزیسیون رژیم ایران و در واقع تمام دول جهان و تمام فلسفه ها و ادیان هستم. اما در خصوص ایران باید بگویم که بعضی از اپوزیسیون بسیار بدتر از رژیم هستند و باید مواظب بود تا آنها به قدرت نرسند. بسیاری از اینها آلت دست همین کشورهای استعمارگر غربی هستند و هدفی جز به زیر سلطه بردن کشور یعنی مستعمره کردن آن ندارند.

در کنار این مسئله اگر رژیم اسلامی دارای یک سیستم فکری برای اداره مسائل اجتماعی است ( سوای اینکه عملا ً در گیر شده و در اجرای آن به مشکل برخورده است) ولی غالب قریب به اتفاق این اپوزیسیون خارج رژیم از هیچ عقل و منطق و سیستمی برای اداره مسائل اجتماعی برخوردار نیستند. ولی من بعنوان یک فیلسوف دارای مکتب از تمام سیستم های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بهره دارم.

24- اول انقلاب هر کس میرفت آرایشگاه می خواست ریشش را بزند  سلمانی این کار را  نمی کرد. امسال که رفتم ایران حتی در کوی طلاب مشهد که قاعدتا ً مردم باید خیلی سنتی و مذهبی باشند خیلی پسرها را دیدم که زیر ابرو برداشته بودند. در همین سوئد هم تنها پسرهای ایرانی و بعضا ً  کرد زیرابرو برمی دارند.

25- ماجرای بیکاری و بی پولی در سوئد به جائی رسیده که همین هفته آخر ماه ژولای بحث تندی در رسانه ها در گرفت زیرا شهرداری  شهر ما اپسالا قصد داشت نیمی از چراغ های شهر را در طول شب خاموش کند تا بدینوسیله در هزینه ها صرف جوئی شود که با اعتراض زیادی از طرف مردم روبرو شد. معلوم نیست اگر از این طریق صرف جوئی نکنند از چه راهی عمل خواهند کرد و چه بلائی بر سر مردم می آید. یادم نمیرود که چند سال پیش رهبر حزب چپ سوئد که فمینیست دو آتشه بود و بخیال خود آنها زنی خیلی عاقل و قلدر بود در سخنرانی در شهر ما راجع به تجاوز به زنان صحبت میکرد و دلیل مهم آن را نبود چراغ کافی در خیابانها بیان میکرد. در دل به نادانی او و احزاب سیاسی سوئد خیلی تاسف خوردم.  بعد یکی از اعضاء برجسته حزب که اکنون نماینده مجلس است آمد نزد من و گفت: حسن میخواهم تو را به او معرفی بکنم. بدون توضیح عذر خواستم و رفتم.

متاسفانه کسانی رهبران احزاب هستند که در کمترین حد از دانش اجتماعی می باشند و به جای بررسی عمیق یک مسئله اجتماعی آن را به لامپ خیابان نسبت میدهند. مگر قرار است هر خیابانی در هر جا تاریک بود مردم آن جا ( حالا هر کشوری باشد) به هم تجاوز بکنند و یا همدیگر را غارت بکنند. این غارت کردن ها وتجاوزات ریشه در جای دیگری دارد.

اما زمانیکه رهبر یک حزب چپ که همیشه از زاویه به اصطلاح ریشه یابی به جهان نگاه میکند تجاوزات جنسی را در رابطه با نور چراغ بداند فاتحه عقل سیاسی در احزاب آن کشور ها خوانده شده است.

واقعا اگر وضع اقتصاد این کشورهای غربی بهم بریزد حاضرند همه مردم کشورهای ضعیف دنیا را با بمب اتمی از بین ببرند. پس معلوم می شود چرا از بمب اتمی ایران می ترسند زیرا در آنصورت نمیتوانند ایران را با بمب اتمی هدف قرار بدهند.

ایران باید دارای بمب اتمی بشود زیرا برای صلح جهانی ضروری است.

26- تجاوز به زنان در سوئد نسبت به کشورهای جهان در صد بالائی است ولی بقول خود زنان شاید تنها 10%  آنها به پلیس مراجعه می کنند. در همین ماه رادیو می گفت زنی که نیمه شب از دیسکو به خانه می رفت توسط راننده تاکسی مورد تجاوز قرار گرفته است. اما اینها هیچ وقت نمی گویند: اولا ً چرا زن با آن مرد به خانه اش رفت؟  چرا او را تحریک کرد؟

زن ها شگردهائی خاص دارند که شاید اگر بدتر از تجاوز نباشد بهتر هم نیست، زمانیکه زنی با مردی به خانه اش می رود و با لخت شدن و هزار جور ادا و اطوار او را تحریک می کند و بعد از اینکه با او در رختخواب همه گونه رفتار کرد و در نهایت وقتی او را به اوج جنون جنسی رساند حاضر نمی شوند دخول انجام بگیرد، این یعنی  آزار و شکنجه. این دسته زنان مریض هستند؛  آنها یا میخواهند مردها را شکنجه بدهند و یا  می خواهند مورد تجاوز قرار بگیرند و بعد آن را به پلیس اطلاع بدهند!  این گونه زن ها باید محاکمه بشوند.

تجاوز زمانی است که زنی را به زور وارد خانه ای یا محلی بکنند و یا در همان نقطه با زور مورد  سوء استفاده جنسی قرار بدهند  و یا آنچه که دست پرورده های همین غربی ها این روزها در مناطق جنگ زده انجام می دهند و به زنان تجاوز می کنند ومردانشان را می کشند.

آگست 2013  مرداد 1392

اپسالا- سوئد

حسن بایگان

hassan@baygan.net

hassan@baygan.org

www.baygan.org

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *