ادعای سلطنت طلبی ورود به شهر بی درو و دروازه است

ادعای سلطنت طلبی ورود به شهر بی درو و دروازه است
در قدیم شهرها در و دروازه (دربازه) داشتند و همه ورود و خروج ها کنترل میشد. همچنین صبح ها با نواختن سازهائی به مردم می فهماندند که شاه یا حاکم شهر زنده است و همه چیز تحت کنترل میباشد؛ پس دوست و دشمن حساب کار را میکردند. ولی اگر نوای شیپورچیان بر نمیخواست نشان از بی صاحبی شهر بود آنگاه فاجعه بر پا میشد و امکان قتل و غارت و…
حال این داستان را به وضعیت کنونی می شود بسط داد.
امروز دوستی فیلم کوتاهی را فرستاد که در آن یک گروه سیاسی مخالف رژیم ادعا میکرد خامنه ای چندی پیش در گذشته است و…( توجه:‌ این چندی پیش مشخص نیست چه مدت است). 
از او پرسیدم: آیا این گروه را می شناسی؟
پاسخ داد: خیر، ولی از سلطنت طلبان دفاع میکند.
نوشتم: اما من آنها را میشناسم سالها پیش تلاش داشتند با من تماس بگیرند که ابدا پاسخ اشان را ندادم. اینها بیشترشان یهودیان صهیونیست هستند و بهمین دلیل حتما در ارتباط با اسرائیل می باشند.

اما موضوع اینجاست که چرا اینها خود را سلطنت طلب معرفی میکنند؟ 
در این رابطه این تنها گروهی نیست که چنین نسبتی کاذب بخود می دهد بلکه تعداد آنها زیاد است و اکثرا هم نامهائی از ایران باستان بر روی خود میگذارند و خود را ایران پرست دو آتشه جا میزنند تا ساده لوحان را فریب بدهند.

باز گردیم به دلیل انتخاب سلطنت طلبی.
این دسته گروههای وابسته و ساخته دست اسرائیل نمیتوانند تاریخی برای خود درست بکنند مثلا خود را به فدائیان، مجاهدین، ملی گرایان و طرفداران مصدق، طرفداران بختیار یا بنی صدر یا …بچسبانند زیرا اینها هرکدام سابقه ای دارند و افراد خود را میشناسند یعنی “هرکدام شهری هستند که درو دروازه و صاحب دارد” و هرکسی نمیتواند سازمانی درست بکند و بگوید وابسته به آنها بوده. اما:
“تنها شهر بی درو دروازه سلطنت طلب بودن است”. 
سالها پیش یک سلطنت طلب می گفت: “خود ما دهها گروه هستیم و همدیگر را قبول نداریم”. و حالا که نزدیک ۲۰ سال از آن صحبت می گذرد این شهر بی درو دروازه بیشتر و بیشتر بهم ریخته است.

موقعیت رضا پهلوی
رضا پهلوی شاهد آن بود که چگونه پدر بظاهر قدرتمندش در زمانی کوتاه و توسط همین غربی ها که سالها او را حمایت میکردند بدور انداخته شد و حتی پس از آن او را بعنوان یک مریض و بدلائل انسانی هم نپذیرفتند. پس اگر کمی عقل داشته باشد میداند که او ابدا قدرتی نیست و میان سنگهای قوی آسیاب له خواهد شد.
از آن مهمتر دو نکته اساسی هست که احتمالا خود او آنها را میداند که حرفهای زیادی نمیزند:
۱- حمایت آیت الله ها
رضا پهلوی برای رسیدن به سلطنت سوای حمایت غرب نیازمند حمایت چند آیت الله قدرتمند است. هرچند او مسلمان بودن خود را با نام عربی گذاشتن بر فرزندانش پذیرفت؛ امری که در واقع دهن کجی بود بر سلطنت طلبان دو آتشه با نام گذاری های هخامنشی مآبانه و…
۲- او جانشینی ندارد. 
او اکنون حدود ۶۰ سال سن دارد ولی نمیداند که حتی اگر همه فاکتورهای دیگر موافق حال او بشوند او در چه سنی به شاهی میرسد و تازه آنگاه مشکل بعدی که بسیار مهم و اساسی است پیش می آید؛ اینکه او فرزند پسر ندارد که جانشین اش بشود. هیچ شانسی هم نیست که شاه بعدی زن باشد. از طرفی دیده می شود که هیچ کدام از دختران او نیز هیچ قدمی در راه سیاست برنمیدارند و ترجیح میدهند زندگی عادی خانوادگی و بدور و بدون خطرات غیر قابل تصور زندگی سیاسی، داشته باشند.
پس بنظر میرسد خود رضا پهلوی بهتر از سایرین موقعیت خود را تشخیص میدهد و نمیخواهد با امید به شاه شدن مبارزه ای را بکند که زندگی خودش و دخترانش را به خطر بیندازد.

اما داستان مرگ خامنه ای با توجه به صحبتهای او که همین امروز در رسانه های بین المللی پخش شد، هرچند به دروغ کاملا نزدیک است اما این دسته گروههای ساخته شده دست اسرائیل و سایر کشورهای دشمن ایران چندین هدف را پیگیری میکنند و از دروغ گوئی هم ابدا شرمی ندارند؛ زیرا از طرفی میخواهند جو را آشفته بکنند و از طرفی دیگر مردمان کم ظرفیت و زودباور را بشناسند یعنی به نوعی روانشناسی جامعه تا اینکه زمانی که لازم شد از این مردمان لشکریان و گوشت دم توپ بسازند.

حسن بایگان
سوم فروردین ۱۳۹۹
۲۲ مارس ۲۰۲۰
اپسالا سوئد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *