رئیس جمهور یا رئیس جمهوری

و ضعف زبان پارسی

 

این روزها بدلیل رنگ پرچمی که درپشت سر آقای احمدی نژاد در یک جلسه مصاحبه مطبوعاتی آبی دیده شده سرو صداهای زیادی براه افتاده اما یک نکته دیگر نیز در این میان مطرح است که ظاهراً کسی ندیده یا سواد نرسیده یا متوجه نشده است و آن به مبحث دانش زبان پارسی ( و زبان سیاسی) باز میگردد. در همان صفحه پشت سر آقای احمدی نژاد با حروف درشت نوشته شده بود مصاحبه مطبوعاتی رئیس جمهور.

این نوشته نشان میدهد که تا چه حد دانش زبان فارسی ما ضعیف است و نیاز به بازنگری جدی دارد.

 

جمهور کلمه ای عربی است بمعنی مردم. اما جمهوری که از همین کلمه گرفته شده بعنوان یک سیستم یا نظام سیاسی تلقی میشود.  بنابراین درست آن است که گفته و نوشته شود " رئیس جمهوری"  یعنی رئیس حکومتی که سیستم آن جمهوری است ولی چنانچه نوشته شود " رئیس جمهور"  بدین معنی خواهد بود که ایشان رئیس مردم است. برای روشن شدن معادل انگلیسی آن آورده میشود:

جمهوری معادل ریپابلیک است و جمهور معادل پی پل ( مردم).

 

ضعفهای  زبان پارسی آنچنان وسیع است که شاید باور کردنش مشکل بوده و باعث تعجب شود.

اکنون بیشتر از سه سال است روی این ضعف ها کار میکنم و تاکنون در حدود 30 نکته مهم و کلی جمع آوری کرده که با توضیحاتی بسیار مختصر به بیشتر از 70 صفحه آ 4  که کتابی 100 صفحه ای یا بیشتر خواهد شد رسیده و در آینده ارائه خواهد گردید.  با بررسی این نکات متوجه خواهیم شد که تا چه حد زبان پارسی ما ضعیف و دارای اشتباهات و نقائص فاحش است و باید بطور اساسی به بازنگری  و اصلاح آن پرداخت؛ برای حل آن نیز راه حل ارائه شده است. حتی اینجانب اعتراف میکنم حتماً در همین مطلب کوتاه  چندین و چند اشتباه مرتکب شده ام که خود نیز از آنها آگاه نیستم.

 

اما بی دقتی و ضعف در کنترل نوشته ها  دیگر از حد معقول گذشته است. اینکه کلمات و حتی اعداد و ارقام و آمارها بدون دقت در نوشته ها و تلویزیون میآید امری بظاهر عادی شده است، در حالیکه افرادی را که در این امور هستند و دقت دارند دچار سردرگمی میکند.

در غرب این مسائل بسیار مهم است و کمترین اشتباه در نوشته ها را ابداً  نمیپذیرند.

بعنوان نمونه هم اکنون در حال مطالعه تاریخ هرودت هستم که انتشارات دانشگاه تهران چاپ دوم آنرا در همین دهه 80 شمسی منتشر کرده است. این کتاب مملو از اشتباهات املائی و انشائی و حتی چاپی است که در بسیاری موارد انسان را دچار سردرگمی میکند.

 

تا زمانیکه مردمان کشوری و مخصوصاً دانشگاهها که باید مظهر علم و دقت علمی باشند تا این حد بی توجه و بی انظباط هستند توقعی از کشور برای پیشرفت و توسعه در امور مختلف در سطح جهانی نباید داشت.  بررسی این مسئله البته گسترده تر از اینهاست که در جای خود بدان پرداخته خواهد شد.

 

                                                                      اسفند 1388   فوریه 2010

                                                                        حسن بایگان        اپسالا سوئد

hassan@baygan.net

www.baygan.org