آیا فقط محمد پیامبر مسلمانان علم لدنی داشت

 

   مسلمانان جهان بر این اعتقاد هستند که محمد ابن عبدالله پیامبراشان دارای علم لدنی بوده است. یعنی بدون اینکه دارای سواد خواندن و نوشتن باشد و برای تحصیل علم به کلاس درس رفته باشد علمی را از خدا کسب کرده بود که توانست به بسیاری از مسائل ( و یاشاید به همه مسائل) پاسخ بدهد. اما آیا واقعاً فقط او بود که چنین علمی را داشت و یا اکثریت مردمان دارای چنین علمی هستند؟

 

   در داستان های مربوط به ملانصرالدین آمده که روزی او به دوستش گفت که تمام مردم شهر ما پزشک هستند. دوستش گفت چنین نیست. بعد از مقداری بحث ملا نصرالدین میگوید خیلی خوب من با تو شرط می بندم که همه پزشک هستند و با هم از درب منزل خارج میشویم  و تو خواهی دید همه پزشک هستند. بعد از این صحبت ملا دستمالی به سرش می بندد وبا هم بیرون میروند. اولین نفری که او را می بیند فوراً میگوید: ملا خدا بد ندهد سرت درد میکند؟ و فورا خودش دلیل سر درد او را تشخیص داده و داروئی هم تجویز میکند. این داستان در تمام مدتی که ملا نصرالدین با دوستش در شهر میگردند تکرار میشود. بعد ملا به دوستش میگوید حالا دیدی که همه مردم پزشک بودند.

 

همین داستان در زمان حال نیز حداقل در مورد مردم ایران بشدت عمل میکند. شما با هر کسی صحبت بکنید از پزشکی، مهندسی، علم هوا فضا، علوم اتمی، علم اقتصاد، علم سیاست داخلی و خارجی، علوم دینی، کشاورزی، انواع هنرها و ورزش ها ووو همه را میداند.

 

   من تنها دو داستان واقعی را تعریف میکنم. حدود یکسال پیش که صحبت تحریم بانک مرکزی ایران مطرح بود یک شخصی که خیلی هم ادعا داشت ( البته همه ایرانی ها این چنین نیستند!!!) بمن رسید و شروع کرد به اینکه آمریکا میخواهد بانک ملی ایران را تحریم بکند و بحثی در این خصوص باز کرد. 10-15 دقیقه ای صحبت میکردیم و چند بار به ایشان تذکر دادم که صحبت سر تحریم بانک مرکزی است و نه بانک ملی. ولی ایشان ابداً متوجه تفاوت این دو نبود و خیلی هم اصرار داشت که چرا من به این نکته تکیه میکنم. عاقبت از دستش خسته شدم و براه خود رفتم و به خود میگفتم کسی که هنوز تفاوت بانک مرکزی ایران با بانک ملی ایران را نمیداند و اینهمه ادعای فهم ودانش سیاسی میکند و میخواهد در باره آینده مملکت نظر قاطع بدهد جای هیچ بحثی را باقی نمیگذارد.

   حال مگر نباید گفت که این چنین افراد علم لدنی دارند در حالیکه نمیدانند تحریم بانک مرکزی با بانک ملی چه تفاوتی دارد. این دسته از مردمان که هیچ چیزی را نخوانده اند و نمیدانند ولی با قاطعیت حرف میزنند و میخواهند در باره همه چیز سیاست  و اقتصاد و همه مسائل مملکت  نظر بدهند حتما علم لدنی دارند.

 

   مورد دیگری حدود 2-3 سال قبل پیش آمد. در آن زمان شخصی بمن رسید و با هیجان صحبت میکرد که فلان تلویزیون  نشان داده که حدود چند تن طلا باضافه 20 میلیارد دلار با یک تریلی در حال خروج از ایران توسط گمرگ ترکیه متوقف شده و راننده آن که تنها شخص همراه این محموله بوده  از تریلی پیاده شده و فرار کرده است. گفتم در کدام سایت دیده ای؟ من که هر روزه بارها سایتهای مهم خبری جهان را نگاه میکنم و چنین خبری را ندیدم. وادارش کردم با هم  به کتابخانه شهر برویم و در اینترنت جستجو بکنیم. ولی هرچه گشتیم چیزی نیافتیم. ولی او باز هم دست از اصرار بر نمیداشت. استدلال من این بود که اولا چنین مبلغ پولی بسختی در خارج از آمریکا و در بازارها یافت میشود و اگر هم چنین مبلغی بصورت نقد در تمام جهان باشد تنها  مقدار اندکی از آن در ایران است. مثلاً دیده شد که صدام حسین در زمان حمله آمریکا به عراق تمام دلارها را از بانک مرکزی جمع کرد و تنها در منزل اش 1 میلیارد دلار یافت شد. نکته دیگر اینکه چنین مبلغ هنگفتی مقدار زیادی جا میگیرد و یک تریلی قادر به جا دادن آن نیست.  زیرا مقدار اسکناس  1000 دلاری منتشر شده توسط دولت آمریکا چندان زیاد نیست و مقدار اسکناس  100 دلاری نیز که طبق اخبار اسکناس مورد علاقه گروه های مافیائی است در این حد منتشر نشده و اگر هم شده در همه جهان پخش است در نتیجه با یک حساب سر انگشتی دیده میشود که حجم و وزنی که این مقدار پول میگیرد ( زیرا مقدار زیادی از آن باید دلارهای ریز باشد) از ظرفیت یک تریلی خارج است مخصوصاً اینکه طلا ها نیز بار زده شده باشند. از طرفی دیگر هیچ عقل سلیمی این مقدار پول و طلا  را تنها بهمراه یک راننده و بدون سازماندهی قبلی جابجا نمیکند. برای حرکت دادن این مقدار پول و طلا  یک ارتش بهمراه آن براه میافتد.  شما میبینید که حتی برای خالی کردن صندوق یک بانک دو سه نفر مسلح با ماشین ضد گلوله میآیند. اما وقتی دیدم این سخنان به کله این شخص فرو نمیرود و همچنان هیجان زده و تحت تاثیر علمای سیاسی که در رادیو و تلویزیون های آمریکا و دبی نشسته اند، قرار دارد، ترک کردن محل را به ادامه صحبت ترجیح دادم. البته همانطور که دیده میشود تشخیص اینهمه مسئله و ساده کردن آن تنها از عهده کسانی بر میآید که علم لدنی دارند.

 

   در کنار این دو مثال باید بگویم که  در بسیاری جاها مثلاً فیس بوک دیده میشود که همه همدیگر را در خصوص مسائل سیاسی و مخصوصا اخیراً دینی ( مخصوصاً همه متخصص اسلام شناسی شده اند) به نادانی و... متهم میکنند. در حالیکه بسادگی معلوم میشود خودشان چیزی راجع به این مسائل    نخوانده اند و حداکثر از رادیو- تلویزیون هائی که بیشتر از آمریکا پخش میشود وگویندگان اش هم دارای علم لدنی هستند کسب خبر و علم میکنند و با تکیه بر علم لدنی خود به نتایج عالی میرسند.

 

   اما این داستانها و صحبت ها را به این خاطر آوردم زیرا در این چند سالی که تمام نیرویم صرف مطالعه و خرید کتاب برای مطالعه میشود بسیاری از ایرانیانِ با علم و دانش!!! همواره نصحیت میکنند  ( تسخر میزنند) که چرا این همه کتاب میخرم و مطالعه میکنم و حرف های بسیار دانشمندانه دیگری هم میزنند. نهایت اینکه مجبور شده ام به آنها چنین پاسخ بدهم.

 

   خدا در حق من ( و البته تعداد اندکی مثل من) ظلم کرده و علم لدنی نداده است پس بناچار مجبورم مطالعه بکنم تا  پاسخ سئوالات را بدست بیاورم.  بنابراین و بدلیل اینکه در مسیر سئوالات بسیار زیادی قرار گرفته و نهایت به فلسفه ای رسیده ام میبایست در غالب موارد مطالعه بکنم.  دروس فنی مانند فیزیک، شیمی، ریاضیات، علوم اتمی، هوا فضا، الکترونیک، تاسیسات، نانو تکنولوژی و بسیاری دیگر باضافه مدیریت ( از جمله حسابداری که در علوم مدیریتی است) را در دانشگاه میخوانم و سایر علوم اجتماعی وسیاسی و فلسفی را در منزل. در نتیجه میبایست برای این مطالعه ی  در منزل کتابهای مناسب در اختیارم باشد که آنها نیز در سطح بسیار گسترده ای از علوم مختلف اجتماعی هستند.

 

   البته کاملاً معتقد هستم که همه مردم حق اظهار نظر در خصوص مسائل مختلف و حق رای دارند ولی بگذارید با یک مقایسه با مردمان غرب موضوع را روشن بکنم.

   در غرب و مخصوصاً سوئد که من شاهد آن هستم هرگاه صحبت از چیزی میشود مردم بلد هستند آنگاه که چیزی را نمیدانند بگویند بلد نیستیم و موضوع را به کاردانان ارائه بدهند (هر چند در سوئد این عمل در حد افراطی است و در حد افراطی به کاردانان و نظر متخصصین متکی هستند که  این حد افراطی نیز منفی است)،  ولی در ایران برعکس است و هر کسی خود را در همه چیز وامری کاردان میداند زیرا علم لدنی دارد.

 

   نهایت کلام آنکه شما میتوانید از هر ایرانی راجع به زمین و زمان، موشک هوا کردن، مسائل اتمی، مهندسی، کشاورزی، پزشکی،  سیاست داخلی،  سیاست خارجی، وقایع مختلف جهان، اقتصاد بین المللی، روابط بین دول و مشکلاتی که در جهان میان کشورها هست، مسائل دینی و ادیان و ریشه ادیان و تفاوت میان آنها و... و هر سئوالی از زمین تا آسمان بکنید و مطمئن باشید بندرت کسی را می یابید که علم لدنی نداشته باشد و به شما بگوید نمیدانم، زیرا راجع به آن دانشی ندارم، زیرا مطالعه ای  نکرده ام.

 

   اما من با صراحت میگویم که هنوز بدنبال کتاب های بیشتر هستم زیرا هنوز خیلی چیزها هست که نمیدانم و از همه مهم تر اعتراف میکنم که:                                                                  نمیدانم در جهان چقدر چیز هست که نمیدانم. یعنی قادر نیستم حتی برای آن عددی بگویم، مثلاً بگویم 1 میلیارد  یا 100 میلیار یا 1000 میلیارد یا بیشتر چیز در دنیا هست که من هیچ ایده ای از آن ندارم.   یعنی هیچ ایده ای در باره دادن رقمی در خصوص چیزهائی که وجود دارند و من نمیدانم، ندارم. پس نادانی من بسیار زیاد است.

ولیکن خوش بحال آنانکه خدا به آنها همانند محمد ابن عبدالله علم لدنی داده است و از بند  مطالعه  راحت هستند و همه چیز را میدانند و نظر قاطع میدهند.

 

اعتراف به نادانی عقل است

 

 

تیر ماه 1391    ژولای 2012-07-09

 

اپسالا سوئد             حسن بایگان

 

hassan@baygan.net

hassan@baygan.org

www.baygan.org