در این جنگ اتفاقات با سرعت پیش میآیند اما در دو سه روز اخیر با حمله به تأسیسات مهم نفت و گاز (از هر دو طرف) موقعیت خیلی حساس شده است. در این میان دو اتفاق بزرگ بیشتر از بقیه قابل بررسی است.
۱- چند کشور بزرگ اروپایی و ژاپن تصمیم گرفتند تا برای تنگه هرمز بدون آمریکا کاری بکنند.
تفسیر: وقتی آمریکا کاری نتوانسته بکند آنها که رویهم قدرت نظامی و تجربه آمریکا را ندارند وضعیت بسیار بدتری خواهند داشت.
اما!
آنچه از این تصمیم برداشت میشود جدا کردن نیروهایشان از آمریکا است.
این شکاف بزرگ نظامی میان غرب است و یا با تفسیری دیگر میتوان چنین برداشت کرد که آنها شکست رسمی آمریکا را نزدیک میبینند؛ در نتیجه میخواهند استقلال سیاسی و اقتصادی خود از سلطه آمریکا را با ایجاد اتحادی نظامی بدون حضور آمریکا نشان بدهند. یعنی حرکتی به سوی جهان چند قطبی.
آنچه جای بحث ندارد اینست:
اگر آمریکا از ایران بطور رسمی شکست بخورد و عقب نشینی بکند، دیگر به هیچوجه نمیتواند بر چنین اتحادی چیره بشود و پایان سلطه اقتصادی، نظامی، سیاسی آمریکا بر غرب و همه جهان رقم میخورد. و البته سلطه یهودیان بر جهان نیز کاملا زیر سوال میرود حتی محاکمه و مصادره اموال بعضی از آنها قابل پیش بینی است.
۲- در اخبار امروز پنج شنبه آمده که یک جت جنگی اف سی و پنج آمریکایی بر فراز ایران مورد هدف قرار گرفته است. این قسمت را ایران و آمریکا تأیید کردهاند. اگر ایران با لیزر و یا به احتمالا بیشتر با موشک اینکار را کرده باشد یعنی از این به بعد میتواند تمام هواپیماهای رادار گریز آمریکا و اسرایل را مورد هدف قرار بدهد و آسمان ایران از زیر سلطه آمریکا خارج میشود؛ ولی ایران میتواند ضربات سختی بر امربکا، اسرایل و متحدانش وارد بکند. در نتیجه آمریکا (و اسرایل و غرب) دیگر هیچ سلاح برتری برای حمله به ایران ندارند مگر بمب اتمی. که اگر از استفاده از بمب اتمی صرف نظر بکنیم یعنی آمریکا باید شکست خود را اعلام بکند.
۲۸ اسفند ۱۴۰۴
۱۹ مارس ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید
