معاهده نظامی میان عربستان، ترکیه و پاکستان و از طرف دیگر خروج آمریکا از کردستان عراق و عراق و همچنین توقف موشک باران اسرایل در آخرین حملات آمریکا به ایران، قابل تفسیر است.
آمریکا و اسرایل در جنگ با ایران شکست خوردند؛ ادامه جنگ به صورت حملات همانند پیش با توجه به اظهارات صریح همه اهل فن در جهان برای آنها امکان نداشت زیرا موشک هایشان تمام شده و ضربه پذیر شده بودند. پس به فشارهای اقتصادی و اختلال درونی با همکاری عوامل داخلی اشان در ایران روی آوردند که اینکار در نهایت میتوانست تیغ انتقام بعضی جناحهای ایران را تندتر بکند و در مقابل ضربات نظامی به پاسگاه های آمریکا در اسرایل و حتی خود اسرایل وارد بکنند که برای آنها قابل دفاع نیست و درون اسرایل را بیشتر آشفته میکند.
اتحاد پاکستان، عربستان و ترکیه جایگزین خلا بوجود آمده از فرار آمریکا خواهد بود.
این اتحادها میان کشورهای منطقه باید گستردهتر بشود.
در این شرایط ایران به اسرایل حمله نکرد و اسرایل نیز به ایران که به معنای اینست که نه ایران دنبال از میان بردن اسرایل باید باشد و نه اسرایل دنبال تغییر رژیم در ایران.
خروج آمریکا فقط از عراق نیست بلکه از کل منطقه است؛ همچنین قطع شدن دست اسرایل؛ پیام آور صلح در منطقه میباشد. به همین دلیل خواهی نخواهی نباید در منطقه جنگی صورت بگیرد و ایران نیز باید سیاستهای کلی خود را عوض بکند. اما باید کاملا مواظب باشد که ورود سرمایههای غربی که گاه با نام عربی خواهد بود چگونه کشور را به مستعمره تبدیل خواهد کرد. در این خصوص در آینده خواهم نوشت.
نکته مهمی که از سالها پیش نوشتم:
تا زمانیکه اسرایل بر آمریکا حاکم است هرکاری میخواهد میکند و همه سیاستهای آمریکا در خدمت اسرایل است. ولی اگر آمریکا به خود بیاید و “اول آمریکا بشود و نه اول اسرایل” آنگاه میتوان شاهد تغییرات زیادی در سیاست آمریکا بود و از جمله رابطه بهتر با ایران و ضعیف تر با اسرایل. و ظاهر امر نشان میدهد که بر اثر نوشتههای تند و صریح من مبنی بر مستعمره بودن آمریکا اکنون بعضی از آنها به حرکت درآمدهاند و در مقابل اسرایل موضع صریح میگیرند و خواهان استقلال واقعی آمریکا هستند.
جنگ استقلال آمریکا در حال آغاز است.
دوشنبه
۱۹ امرداد ۱۴۰۵
۱۰ اگست ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
مارسی – فرانسه
