امروز وارد آمستردام شدم. شهر پر از کلیساهای بزرگ است که با پول هرکدام میشود چند هزار مسجد را در ایران از آن شکل بی شکل/بد شکل بیرون آورد.
وارد یک کلیسای بزرگ شدم. با خانم راهنما صحبت کردم گفت این کلیسای جامع رومان کاتولیک است. با کمی صحبت با قاطعیت گفت: عیسی مسیح یهودی بود.
گفتم: در این صورت عرب بود زیرا یهودیان اصیل عرب بودند.
خیلی بدش آمد؛ معلوم بود از اعراب متنفر است و یهودیان را تافته جدا بافته میداند با اوقات تلخی پشت کرد و رفت. امثال این بیچاره پس از یک عمر اعتقاد بی پایه و نفرت احمقانه از عرب (مسیح) از دیدن واقعیات فرار میکنند.
اندکی بعد در حالیکه تعداد زیادی جوان (معتقد مذهبی و کشیشهای نوجوان) همانجا بودند مرد جوانی آمد و بلند گفت کلاهت را بردار. کلاه را برداشتم و چون رفتار پر تکبر حاصل از علم کامل به مسیحیت و رعایت قوانین مسیحیت را در او دیدم گفتم: پس به این خانم (همان خانم متنفر از عرب = مسیح) هم بگویید یا روسری سر بکند و یا موهایش را بتراشد. متوجه نمیشد؛ چندبار تکرار کردم و در نهایت گفتم: در انجیل اینچنین آمده که در کلیسیا مردان باید کلاه یا … را از سر بردارند و زنها باید همه موی خود را بپوشانند و یا موهایشان را از ته با تیغ بتراشند. گفتم من بیشتر از شصت سال است این کتاب را میخوانم و بهتر از تو میدانم در آن چه آمده است.
تذکر:
در انجیل آمده: زنها در کلیسای حق حرف زدن ندارند و باید کاملا از شوهران خود پیروی بکنند. حال نه تنها زنها را در کلیساها اینچنین وارد کردند بلکه کشیش هم کردند و حتی در سوید یک زن را اسقف اعظم کردند که باید برای مردان و کشیشهای مرد در کلیسیا موعظه بکند. از این نمونه زیر پا گذاشتن احکام اساسی زیاد انجام داده و میدهند مثلا طلاق صراحتا نفی شده و اگر کسی طلاق بگیرد رابطه گذشته دوران ازدواج آنها را نوعی فاحشگی مینامند بهمین دلیل هنوز در کاتولیک طلاق نیست ولی پرتستانت این قانون و بسیاری قوانین را زیر پا میگذارد.
سوال اصلی، اساسی و ابتدایی اینست:
شما مسیحیان یا همه کتاب را مقدس میدانید پس باید از قوانین آن پیروی بکنید و یا اگر بعضی قوانین را به دلخواه خود زیر پا میگذارید و آنها را مقدس نمیدانید پس این کتاب مقدس و قابل پیروی نیست. نکته جالب اینجاست که هر گروه مذهبی (هر کلیسیایی) هر طور دلش خواسته بعضی قوانین یا دستورات مهم را زیر پا گذاشته که در مجموع چیزی که مورد پذیرش همه باشد باقی نمانده است یعنی همه کتاب زیر سوال است.
پس بهتر است ابتدا مسیحیان مشکل میان خودشان در خصوص آنچه در این کتاب آمده را حل بکنند بعد برای دیگران زبان درازی و ادعای فهم و کمالات و پیروی از کتابی مقدس و بی نقصی از زبان خدا بکنند.
نکته دوم:
انجیل نوشته افراد مختلف است که بیشتر یهودی بودند و البته تعداد اناجیل هم بسیار بود تا اینکه پس از حدود سیصد سال چهارتای آنها به عنوان اناجیل همراه تعدادی نوشتههای دیگر انتخاب و به عنوان عهد جدید منتشرشد که خود داستان مفصل و حاکی از تضادهای فراوان میان آنها را دارد. و البته بعضی مسیحیان این کتاب عهد جدید را قبول ندارند و کاذب میدانند.
کتاب عهد جدید ابدا توسط عیسی مسیح نوشته و یا گفته (همانند محمد و قرآن) نشده است. در نوشتههای این افراد به ندرت سخنی از مسیح نقل شده. سخنی هم که مستقیم به مسیح نسبت داده شده باشد بسیار بسیار اندک است. حال اگر مسیحیان حرفهای این افراد (نویسندگان) را مقدس بدانند یک داستان است و اگر ندانند و حرفهای آدمهای معمولی داستان دیگری است.
بهرحال مسیحیت دکان پررونقی برای یک عده است که با آن به کشورهای دور دست رفتند تا توانستند بیرحمانه آدم کشتند و غارت کردند و در عوض حرفهای پوچ این کتاب را برای شستشوی مغزی و برده فکری کردن تحویل دادند.
اما اکنون در همان کشورها جنبشهای ضد مسیحی در حال شکل گیری است. فلسفه و نوشتههای من برای رهایی از این افکار واپسگرا؛ راهنما و کمک اصلی به آنها است.
۱۷ تیر ۱۴۰۵
۸ ژولای ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
آمستردام – هلند
