هر شخصی سویدی (یا هرکشور دیگری) میتواند بگوید نیمی سویدی (یا هرکشور دیگری) و نیم دیگر از فلان کشور (ایران، ژاپن، استرالیا …) هستم. ولی اگر بگوید نیمی سویدی (یا هر کشوری) و نیمی یهودی، مسیحی، مسلمان، بودایی، کمونیست، فلان بت پرست یا هر عقیده دیگر هستم، حرف بی اساسی گفته است.
این مشکل یهودیان است که اصلیت و کشور را با دین قاطی کردهاند و خود را نمیشناسند و گرفتار نوعی فناتیک یا سردرگمی نژادی و حتی نوعی دین پرستی (نوع دیگری معادل نژادپرستی) شدهاند و آنجا که به دلیلی میخواهند چهره مخفی خود را آشکار بکنند، میگویند یهودی هستند.
شاید به این دلیل است که هیچ جایی کشور واقعی آنها نبوده (نوعی آوارگی که در افکار و تاریخ یهودیت اصیل جای دارد – یهودی آواره) و هیچ جایی را هم کشور خود نمیدانند و در نتیجه به کشوری که در آن ساکن هستند وفادار نبوده و نخواهند بود.
اینکه یهودیان همه هویت خود را در دین خلاصه میکنند بدترین نوع اعتقادات دینی است و تا چنین هستند و خود را شهروند هیچ کشوری نمیدانند هر لحظه احتمال خیانت به آن کشور را باید از آنها انتظار داشت.
میان دین، کشور و ملیت کدام ارجح است؟!
انانیکه دین (یهودیت) را بالاتر از وابستگی به یک کشور میدانند و ملیتی هم برای خود قایل نیستند یا ندارند، به طور حتم هیچ احساسی هم به کشوری که حتی ده ها سال در ان زندگی کردند، ندارند.
وطن پرستی یا ملی گرایی برای چنین افرادی وجود ندارد.
برهمین مبنا است که از سالها پیش همواره نوشتم و تاکید داشتم که کشورهای غربی (آمریکا، اروپا، استرالیا، کانادا …) مستعمره هستند؛ زیرا یهودیان صهیونیست که در حاکمیت نشستهاند و دولتهای غربی را (در خدمت خود) تعیین میکنند؛ خودشان را اهالی واقعی آنجا نمیدانند و در نتیجه ابدا متعهد به خدمت به آنجا نمیدانند؛ بلکه این کشورها را برای سو استفاده میخواهند. پس پشت پا زدن یهودیان (مخصوصا صهیونیستها) به آن کشورها یا خیانت به آن کشورها نه تنها بعید نیست؛ بلکه کاملا در طبیعت چنین افکاری است.
یهودی اصیل عرب است. بقیه یهودی دینی هستند.
به دلیل همین نوشتههای من است که تعدادی از استقلال طلبان اخیرا و ابتدا در آمریکا پیدا شدند. همچنین و با توجه به تصمیمات خاص ترامپ که اونجلیست (یکی از فرق مسیحی و از سرسپردگان خاص صهیونیست) بعضی نیز در اروپا شروع به حرکت برای استقلال کردهاند و تا استقلال خود را به دست نیاورند همجنان در زیر تیغ استعمار یهودیان خبری از آزادی، دمکراسی، حقق بشر و انسانیت در غرب نخواهد بود.
آنچه در غرب هست بزرگترین دروغها و مردم فریبیها با شستشوی مغزی است که مقدار زیای از آنها توسط به اصطلاح فلاسفه انجام میگیرد؛ افرادی که کاملا در خدمت اربابان صهیونیست قلم میزنند و بزرگترین خیانت را به علم، عقل و فلسفه و در نتییجه انسانیت میکنند. و بی جهت نیست که اکثریت آنها یهودی (صهیونیست مخفی) هستند یعنی عوامل کاملا خودی. یهودیان صهیونیست با نشر کتب این فلاسفه کاذب ضد بشر هم مردمان را شستشوی ممغزی میدهند و هم پول خوبی به دست میآورند.
یک راه حل:
غرب که کشتار یهودیان در جنگ دوم را به عهده گرفته؛ بهتر است از کیسه خود هزینه بکند و منطقهای را در اروپا یا آمریکا (کشوری بسیار بزرگ با بیشترین تعداد و مخصوصا ثروتمندترین یهودیان) به آنها بدهد. و نه اینکه از مردمان فلسطین به آنها بدهد و آن مردمان را از سرزمین خود بیرون بکند کسانیکه کمترین ضربهای به یهودیان نزدند بلکه با توجه به کتاب عهد عتیق این یهودیان (عرب) بودند که پس از بازگشت از مصر بدترین کشتار تاریخ بشر را در آن سرزمین انجام دادند و یهودیان هنوز به آنها مدیون هستند.
پنج شنبه
۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا – سوید
