وقایع اخیر ایران همانند اتفاقات چند دهه گذشته اختلافات درون دو جناح اصلی حاکمیت است که البته هر کدام نیز به گروههای مختلفی تقسیم میشوند. جناح غربگرا (روحانی و …،) در مقابل جناح استقلال طلب به رهبری خامنهای ایستاده و چون خامنهای مقابل اسرایل و آمریکا میباشد، غرب با تمام قوا به جنگ او برخواسته و شعارها و تبلیغات غرب همه برعلیه اوست.
اپوزیسیون خارج رژیم ابدا قدرتی ندارد. اما عوامل اسرایل و بعضی غربگرایان افراطی و یا ناآگاه دست به خشونت میزنند و حتی با اسلحه گرم تعدادی از افراد پلیس و … را به قتل رسانده و بسیاری اماکن و اموال دولتی و مردمان عادی را نابود کردهاند. امری که در هیچ کشوری ابدا مورد پذیرش نیست و مخصوصا در غرب بدترین رفتار و کشتارها را در باره آنها انجام میدهند.
وقایع اخیر را جناح خامنهای (بازار) شروع کرد و اما در ادامه چون امکان جنگ با آمریکا و اسرایل وجود داشت از ادامه آن جلوگیری نکرد تا عوامل مسلح و فعال اسرایل و آمریکا را شناسایی و دستگیر بکند و چنین نیز شد. یعنی اینبار دو جناح حاکمیت همانند دفعات پیش رو در روی یکدیگر نبودند. پس اگر جنگی میان ایران و آمریکا/اسرایل صورت بگیرد همانند جنگ دوازده روزه، عوامل وطن فروش وابسته به اسرایل نمیتوانند فعال و تاثیر گذار باشند.
پیشتر نوشتم:
اگر آمریکا به ایران حمله بکند ایران آن را به حساب اسرایل میگذارد و این کشور را مورد هدف قرار میدهد. آن زمان دیدیم که اسرایل قدرت مقاومت در برابر حملات موشکی ایران را نداشت و شکست را پذیرفت؛ پس اکنون احتمال حمله آمریکا به ایران برای حفظ اسرایل نزدیک به صفر است.
اشاره:
دیروز قالیباف رییس مجلس در صحن مجلس با حرارت گفت اگر آمریکا به ایران حمله بکند ابتدا اسرایل را و سپس پایگاهها و منافع آمریکا را مورد حمله قرار میدهند. امروز ترامپ با فرار به جلو گفت ایران درخواست مذاکره داده. تفسیر این دو حرف آنست که ترامپ و اسرایل از بیم حملات تلافی جویانه ایران عقب نشینی با تظاهر دروغین کردند.
چرا بازار حرکت کرد!
بازار قدیمیترین نیروی فعال سیاسی ایران است که از انسجام و رهبری و تجربه برخوردار میباشد. همچنین نیروهای حامی/نمایندگان آنها در حاکمیت نشستهاند.
بالا رفتن افسار گسیخته قیمت دلار در این روزها خطر فروپاشی وحشتناک اقتصاد را نشان میداد که از مهمترین نشانههای آن ضربهاش به بازار نیز بود. بازاریان نیمه مرفه و ملی مذهبی هستند. پس برای کنترل وضعیت رو به وخامت و برداشتن دلار ارزان قیمتی که به بعضی داده میشد و همچنین تغییرات در بانک مرکزی و در کل تغییر در کنترل اقتصاد کشور، حرکت بازار شروع شد. و در نهایت چنین نیز شد و آن دلارهای ارزان از دسترس گروههایی خاص برداشته شد.
پزشکیان رییس جمهوری کنونی ایران میان/واسطه دو جناح حاکمیت است اما تمایلات ملی گرایانه دارد و در نتیجه بیشتر طرف خامنهای است.
آیا خامنهای دیکتاتور است؟
باید ترمها را شناخت وگرنه بازیچه قرار میگیریم؛ خامنهای دیکتاتور نیست. او قدرت یا اختیارات یک دیکتاتور (مثلا ترامپ) را ندارد وگرنه وضعیت ایران اینچنین نبود و توانسته بود با قاطعیت (یک دیکتاتور) اتحاد با چین، روسیه، کره شمالی، روسیه سپید و… را پیش برده و اکنون این کشورها همراه ایران قدرت اصلی جهان بودند و غرب در جایگاه دوم قرار داشت.
شواهد نشان میدهد که ایران نیازمند یک دیکتاتور است!
آنچه که در مورد رضا شاه و توانایی اجرای کارهایی مثبت گفته میشود همان قدرت دیکتاتوری او بود که خواستههایش را به زور تحمیل میکرد. و آن ایرانیانی هم که او را مناسب شاه شدن دانستند به خاطر همین خصوصیت دیکتاتوری او بود؛ در آن زمان از کلمه قلدر به جای دیکتاتور استفاده میکردند “رضا قلدر”.
رییسی را غرب کشت زیرا او داشت سیاست اتحاد گسترده با شرق را پیش میبرد.
چند نکته!
یکم:
دو گروه از کلمه کلی مردم استفاده میکنند:
۱- آنهاییکه میخواهند اکثریت مردم را فریب
بدهند.
۲- انانیکه فریب دسته اول را خوردهاند.
هیچ حرکتی بدون رهبری آشکار و یا پنهان به راه نمیافتد. اینکه گفته میشود مردم حرکت کردند حرفی پوچ و بی اساس است. رهبری جریانی که تعدادی مردمان را به دنبال خود میکشاند را باید شناخت تا بازیچه و یا حتی احتمالا در این جریانات آدم کش و یا کشته نشد.
دوم:
اکنون در جناح غربگرا شکاف افتاده و بسیاری از کسانیکه این جناح را حمایت میکردند با خطرات ناشی از پیوستن به غرب (که حتما تجزبه ایران را خواهد داشت) پی بردهاند و از آن حمایت نمیکنند. همچنین متوجه شدهاند که رهبران این جناح اموال دولتی را به کمترین قیمت ممکن به خودشان فروختند و صاحب صدها میلیون دلار شدند. این نکته بود که جریان اخیر تفاوتهایی با آن دفعات پیشین داشت.
از طرفی جنگ دوازده روزه نیز نشان داد که اگر سیاست تقویت نظامی از جانب خامنهای نبود اکنون ایران به دست اسرایل میافتاد و تجزیه شده بود.
سوم:
در مجموع ایرانیان و مخصوصا آخوندها ابدا حاضر به پذیرش سلطه یهودیان نیستند. بدون تعارف باید گفت که بیشتر آخوندها (و به پیروی از آنها مردمان عادی) یهودیان را نجس میدانند؛ پس ابدا حاضر نیستند زیر پرچم آن شخص کودن بروند که کلاه یهودیت را بر سر گذاشت و دخترش را به یهودیان داد و… و در خدمت یهودیان قرار گرفته و کشور را به یهودیان خواهد سپرد. مهم اینجاست که اکثریت قاطع مردم نیز این نکته را کاملا متوجه شدهاند و او را طرد کردهاند. من چند سال پیش در ایران شاهد بودم که طرفداران زیادی داشت ولی از زمانیکه کلاه یهودیان بر سرش گذاشته شد مورد نفرت قرار گرفت و همه شواهد نشان داد و میدهد که کسی از او طرفداری نمیکند.
چهارم:
اخیرا شعارهای جاوید شاه از جانب ماموران امنیتی داده میشود تا اگر کسی شعار طرفداری از سلطنت داد او را بشناسند و دستگیرش بکنند.
دو شنبه
۲۲ دی ماه ۱۴۰۴
۱۲ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید
