آمریکا و اسرایل توان و در نتیجه جرات حمله به ایران را ندارند!

حمله آمریکا به ایران حق اتمی شدن را می دهد!

همین چند سال پیش بود که آمریکا برای حمله به افغانستان فقیر و بدون تجهیزات نظامی ارزشمند، تلاش کرد تا حمایت اروپا و بعضی دیگر را کسب بکند. حال چگونه می‌تواند به ایران حمله بکند در حالیکه:

۱- قدرت نظامی ایران مخصوصا موشکی آن قابل مقایسه با افغانستان و عراق آن زمان نیست و در سطح بالای جهانی است.

۲- آمریکا حمایت نظامی اروپا و هیچ کشور دیگری را ندارد حتی اسرایل برای اجتناب از حمله ایران عقب‌نشینی کرده است.

۳- چین، روسیه و روسیه سپید حمایت رسمی خود از ایران همراه فرستادن علنی سلاح‌های پیشرفته را اعلام کرده‌اند و کره شمالی نیز حتی حاضر به ارسال سلاح اتمی شده و ظاهراً پیشرفت‌های موشکی ایران با حمایت و همکاری این کشور بوده.

۴- کشورهای حاشیه خلیج پارس نیز خواستار عدم حمله آمریکا شده‌اند و کشور آذربایجان نیز برخلاف همکاری در حمله اسرایل در چند ماه پیش، او نیز عقب نشینی کرده است.

۵- ترکیه به دلیل اختلافاتش با اسرایل در سوریه به ایران نزدیک شده است.

۶- ایران تهدید کرده که در صورت حمله آمریکا به اسرایل حمله خواهد کرد. اسرایل پس از شکست در جنگ دوازده روزه با ایران هنوز توان کافی نیافته و در ضمن متوجه شده که ایران می‌ تواند او را با حملات خود تهدید به نابودی بکند زیرا حملات ایران باعث فرار یهودی‌شدگان می‌شود و کشور خالی از جمعیت می‌گردد.

۷- آمریکا درون خود مشکلات فراوانی دارد و با تضادهای آشتی ناپذیر دست و پنجه نرم می‌کند.

۸- اروپا شروع به بستنن قرادادهای اقتصادی بزرگ با چین کرده که ضربه بزرگی به توان اقتصادی آمریکا و در نتیجه نظامی او خواهد بود.

پس آمریکا در حمله به ایران تنها است و همچنین ابدا قادر به حمله زمینی نیست پس اگر بخواهد با چند حمله هوایی زیر ساخت‌های ایران را نابود بکند آنگاه زیر ساخت‌های اسرایل (کشور حاکم و ارباب بر آمریکا) هم نابود خواهد شد. در نتیجه هیچ سودی در این حمله نیست بلکه ابر قدرتی نظامی آمریکا نیز کاملا زیر سوال می‌رود.

آیا آمریکا هدف دیگری دارد؟

شاید داستان آوردن نیروهای نظامی آمریکا با ظاهر حمله نظامی فریب باشد ولی در واقع عملیات دیگری مثلا همانند آنچه در ونزویلا کرد باشد. اما

باید متوجه بود که ساختار حاکمیت ایران با ونزویلا کاملا متفاوت است.

رهبری ایران مذهبی عقیدتی است همانند واتیکان و …

ایران در اتحادیه شانگهای است که در نتیجه اطلاعات امنیتی مستقیما به او داده می‌شود.

اتمی شدن ایران؟

مجموعه شرایط داخلی آمریکا و بین المللی حاکی از آنست که آمریکا توان و جرات حمله را ندارد ولی اگر چنین کرد هرچند می‌تواند ضربات اندکی در کوتاه زمان بر ایران وارد بکند ولی آنچه که به او باز می‌گردد بسیار بیشتر است.

حمله آمریکا (کشوری اتمی) به ایران (که بارها نیز دولتمردان آن و همچنین متحد او اسرایل که احتمال شرکت او در جنگ است؛ ایران را تهدید به حمله اتمی کرده‌اند) این امکان و حق را به ایران می‌دهد تا بنابرقوانین و یا شرایط جنگ و مخصوصا اصل توازن قوای نظامی، بمب اتمی و هر سلاح دیگری را برای دفاع از خود تولید کرده یا بهر شکلی تهیه بکند.

۸ بهمن ۱۴۰۴

۲۸ ژانویه ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا – سوید

چرخش اروپا از آمریکا به طرف چین شروع شد!


از حدود یک سال پیش و پس از حملات تحقیر آمیز ترامپ به اروپا نوشتم:
تنها راه نجات اروپا از استعمار آمریکا (یهودیان حاکم بر آمریکا و اروپا) رفتن به طرف چینِ روسیه و ایران است.
اکنون ظاهرا اروپا شیر فهم شده که باید در این مسیر بیفتد.
همین امروز خبر سفر نخست وزیر انگلیس به چین همراه حدود ۵۰ تن از سرمایه‌داران بزرگ آمده و آنها در حال اجرای قراردادهای بزرگ هستند.
انگلیس از اروپای مشترک خارج شده ولی دو روز پیش نیز اخبار فشارهای بعضی از اعضا اروپای مشترک برای همکاری جمعی زیر پرچم اروپای مشترک با چین مطرح شد که بعضی شروع هم کرده بودند و فقط چند کشور اندک مخاللف بودند. من را جع به آن نیز نوشتم و صحبت کردم.
کانادا نیز چند روز پیش قرار داد بزرگی با چین نوشت که خشم آمریکا را برانگیخت.

حرف‌ها و نظرات سیاسی، مذهبی و فلسفی دیگری هم مطرح کرده‌ام که اکنون در سطح بالای سیاست در غرب در حال بررسی و تغییر در سیاست آنهاست.

نکته مهمی که پیشتر نوشتم:
رفتن به طرف چین بدین معنی است که فعالیت‌های تجاری بدون نیاز به رفتن زیر کلید است امری که اکنون در غرب حاکم است و غرب را مستعمره یهودیان صهیونیست کرده است. اما اگر همین سرمایه‌داران بزرگ یهودی و غیره وارد چین بشوند نمی‌توانند حاکمیت آنجا را زیر کلید بگیرند زیرا حاکمیت آنجا منسجم است و به هر سرمایه‌داری را می‌تواند اجازه ورود بدهد ولی در هیچ قسمتی از حاکمیت جایی ندارند. در نتیجه با رفتن اروپا به طرف چین به روشنی دیده میشود که بزرگترین بازار آمریکا از دستش خارج می‌شود زیرا اروپا با جمعیتی حدود شش صد میلیون مردمانی که قدرت خرید بالایی دارند از حیطه آمریکا بیرون می‌روند.
اتفاقا همین بزرگترین برگ برنده چین برای سرکوب آمریکا است زیرا:
دیگر بازار خرید و فروش زیادی برای امریکا باقی نمی‌ماند و چین به سادگی می‌تواند با بازار یا تجارت و در نتیجه قدرت آمریکا مقابله بکند.
نکته مهم اینکه:
چین مسلما در معاملات خود با اروپا، ارزهای انگلیس، یورو اروپای مشترک و یووآن خودش را به کار خواهد گرفت؛ این بزرگترین ضربه اساسی به دلار خواهد بود.
اما چین خیلی با احتیاط، آرام، خونسرد و محکم حرکت می‌کند. چین هنوز آمریکا را برای بازپرداخت بدهی‌ها و به عنوان بازار بزرگ نیاز دارد؛ نکته‌ای که از چند سال پیش به آن اشاره داشتم.

جمعه
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
۳۰ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا – سوید

جمعه
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
۳۰ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا – سوید

مسیحیان و یهودیان نجس و جنگ با مسلمانان!


هنوز اکثریت وسیعی از مسلمانان؛ مسیحیان و مخصوصا یهودیان را نجس می‌دانند. این نکته را باید اسرایل بداند اگر نمی‌داند و می‌خواهد یک عده صهیونیست را به حاکمیت بر مسلمانان ایران بنشاند و یا نمی‌داند و می‌خواهد چنین بکند در هر دو حالت تفاسیر آن حرکات مشخص و نشان از بی عقلی و بی برنامگی یا درماندگی دارد.
تصورش را بکنید که اگر شرایط برای رهبران شیعه در ایران تنگ بشود؛ آنگاه فتوای نبرد با نحس ها را بدهند؛ آنگاه در ایران و جهان چه اتفاقاتی برای یهودیان خواهد افتاد.

اشاره:
یکی از دلایل اصلی مخالفت آخوندها و به تبع آنها مریدانشان با شاه این بود که تمام اطراف او را یهودیان و بهاییان گرفته بودند. و او نتوانست بفهمد که حمایت داخلی را به اعتبار حمایت اینها و‌ خارجیان از دست داده؛ و آنگاه که غرب او را نخواست
چون حمایت داخلی نداشت به سادگی هرچه تمام‌تر برکنار شد.
ولی نابود کردن و یا برکناری رهبری مذهبی شیعه در قدرت نشسته؛ کار اسرایل و‌ آمریکا (این از نظر مسلمانان نجس ها) نیست که عقل ناقص اشان به این مسایل قد نمی‌دهد.

پنج شنبه
۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ ژانویه۲۰۲۵
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

چرا یهودیان در شناخت و معرفی خود مشکل اساسی دارند! میان دین، کشور و ملیت کدام ارجح است؟!

هر شخصی سویدی (یا هرکشور دیگری) می‌تواند بگوید نیمی سویدی (یا هرکشور دیگری) و نیم دیگر از فلان کشور (ایران، ژاپن، استرالیا …) هستم. ولی اگر بگوید نیمی سویدی (یا هر کشوری) و نیمی یهودی، مسیحی، مسلمان، بودایی، کمونیست، فلان بت پرست یا هر عقیده دیگر هستم، حرف بی اساسی گفته است.
این مشکل یهودیان است که اصلیت و کشور را با دین قاطی کرده‌اند و خود را نمی‌شناسند و گرفتار نوعی فناتیک یا سردرگمی نژادی و حتی نوعی دین پرستی (نوع دیگری معادل نژادپرستی) شده‌اند و آنجا که به دلیلی می‌خواهند چهره مخفی خود را آشکار بکنند، می‌گویند یهودی هستند.
شاید به این دلیل است که هیچ جایی کشور واقعی آنها نبوده (نوعی آوارگی که در افکار و تاریخ یهودیت اصیل جای دارد – یهودی آواره) و هیچ جایی را هم کشور خود نمی‌دانند و در نتیجه به کشوری که در آن ساکن هستند وفادار نبوده و نخواهند بود.
اینکه یهودیان همه هویت خود را در دین خلاصه می‌کنند بدترین نوع اعتقادات دینی است و تا چنین هستند و خود را شهروند هیچ کشوری نمی‌دانند هر لحظه احتمال خیانت به آن کشور را باید از آنها انتظار داشت.

میان دین، کشور و ملیت کدام ارجح است؟!
انانیکه دین (یهودیت) را بالاتر از وابستگی به یک کشور می‌دانند و ملیتی هم برای خود قایل نیستند یا ندارند، به طور حتم هیچ احساسی هم به کشوری که حتی ده ها سال در ان زندگی کردند، ندارند.
وطن پرستی یا ملی گرایی برای چنین افرادی وجود ندارد.
برهمین مبنا است که از سال‌ها پیش همواره نوشتم و تاکید داشتم که کشورهای غربی (آمریکا، اروپا، استرالیا، کانادا …) مستعمره هستند؛ زیرا یهودیان صهیونیست که در حاکمیت نشسته‌اند و دولت‌های غربی را (در خدمت خود) تعیین می‌کنند؛ خودشان را اهالی واقعی آنجا نمی‌دانند و در نتیجه ابدا متعهد به خدمت به آنجا نمی‌دانند؛ بلکه این کشورها را برای سو استفاده می‌خواهند. پس پشت پا زدن یهودیان (مخصوصا صهیونیست‌ها) به آن کشورها یا خیانت به آن کشورها نه تنها بعید نیست؛ بلکه کاملا در طبیعت چنین افکاری است.

یهودی اصیل عرب است. بقیه یهودی دینی هستند.

به دلیل همین نوشته‌های من است که تعدادی از استقلال طلبان اخیرا و ابتدا در آمریکا پیدا شدند. همچنین و با توجه به تصمیمات خاص ترامپ که اونجلیست (یکی از فرق مسیحی و از سرسپردگان خاص صهیونیست) بعضی نیز در اروپا شروع به حرکت برای استقلال کرده‌اند و تا استقلال خود را به دست نیاورند همجنان در زیر تیغ استعمار یهودیان خبری از آزادی، دمکراسی، حقق بشر و انسانیت در غرب نخواهد بود.
آنچه در غرب هست بزرگترین دروغ‌ها و مردم فریبی‌ها با شستشوی مغزی است که مقدار زیای از آنها توسط به اصطلاح فلاسفه انجام می‌گیرد؛ افرادی که کاملا در خدمت اربابان صهیونیست قلم می‌زنند و بزرگترین خیانت را به علم، عقل و فلسفه و در نتییجه انسانیت می‌کنند. و بی جهت نیست که اکثریت آنها یهودی (صهیونیست مخفی) هستند یعنی عوامل کاملا خودی. یهودیان صهیونیست با نشر کتب این فلاسفه کاذب ضد بشر هم مردمان را شستشوی ممغزی می‌دهند و هم پول خوبی به دست می‌آورند.

یک راه حل:
غرب که کشتار یهودیان در جنگ دوم را به عهده گرفته؛ بهتر است از کیسه خود هزینه بکند و منطقه‌ای را در اروپا یا آمریکا (کشوری بسیار بزرگ با بیشترین تعداد و مخصوصا ثروتمندترین یهودیان) به آنها بدهد. و نه اینکه از مردمان فلسطین به آنها بدهد و آن مردمان را از سرزمین خود بیرون بکند کسانیکه کمترین ضربه‌ای به یهودیان نزدند بلکه با توجه به کتاب عهد عتیق این یهودیان (عرب) بودند که پس از بازگشت از مصر بدترین کشتار تاریخ بشر را در آن سرزمین انجام دادند و یهودیان هنوز به آنها مدیون هستند.

پنج شنبه
۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا – سوید

ابدا به غرب و اخبار دروغین آنها اعتماد ندارم.


این کشورهای غربی که همه مستعمره یهودیان صهیونیست هستند در تاریخ پر از جنایت خود (حتی در همین سالهای اخیر)، سابقه کشتار صدها هزار انسان و آوارگی میلیون‌ها نفر را در همه نقاط جهان دارند. آنها همواره با دروغ و شستشوی مغزی بعضی افراد ضعیف‌النفس را که از عقل و منطق برخوردار نیستند و تحت تاثیر قرار می‌گیرند وادار به کشتن یکدیگر کردند و می‌کنند.
بدترین سازمان‌های فناتیک اسلامی را غرب (بیشتر اسرایل) ایحاد کرد و رهبری‌اش در دست خود غرب (بیشتر اسرایل) بود و هم اکنون هم که بعضی از این کارها را خودشان افشا می‌کنند، هنوز بعضی افراد کم عقل به این جنایتکاران اعتماد و از آنها در پیگیری کشتار و رفتار ضد بشری حمایت می‌کنند.

تمامی اخبار غرب (مستعمره غیر مستقل) جهت دار و برای غارت و جنایت در خدمت حاکمان یا همان سرمایه‌داران اندک است که تاکنون نیز زیر کلید یهودیان صهیونیست هستند.

آن کسانی که به آدمکشان غرب تبدیل می‌شوند یا از کارها – جنایات آنها دفاع می‌کنند و یا غرب را دمکراتیک، بشر دوست و … معرفی می‌کنند؛ در همان حد مقصر هستند زیرا بدون کمک این افراد، غرب (اسرایل) قادر به جنایات و دزدی‌های بین‌المللی نیست.

پنج شنبه
۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا – سوید

اروپا مستعمره است.در هیچ مستعمره‌ای، استقلال، ازادی، دمکراسی و.. سخن راست در رسانه‌های آنها نیست.

اسرایل ده ها هزار نفر را در غزه کشت و صدهاهزار نفر را آواره کرد ولی این کشورهای اروپایی (سوید، انگلیس، آلمان، فرانسه، نروژ و…) مستعمره جرات نکردند هیچ کاری بکنند و یا حرفی بزنند. حتی جایزه صلح (جنگ) نوبل را به جنگ طلبان و نوکران اسرایل دادند. در مقابل در اولین حرکت روسیه برعلیه اکراین حتی ورزش و موسیقی و در کل هنرهای آن کشور را تحریم کردند و در خصوص وقایع اخیر ایران‌حتی یک کلمه واقعیت را نگفتند که اغتشاش گران‌وابسته به آمریکا و‌اسرایل بودند ‌و‌ اسلحه گرم‌ داشتند و مأموران دولتی را کشتند و چند روز پس از آن بود که مأموران مجبور به استفاده از سلاح شدند در حالیکه هدف اسرایل و آمریکا ایجاد جنگ داخلی در ایران و‌ سومالی، سودان، لیبی، سوریه… کردن‌و‌ تجزبه ایران بود و هست.
رسانه‌های خصوصی غرب (مخصوصا سوید) متعلق به تشکلات و افراد صهیونیست است و در ریاست رسانه‌های دولتی نیز همین صهیونیست های ضد دمکراسی، ضد حقوق بشر و ضد آزادی نشسته‌اند و اگر خبرنگاری کمترین قدمی برای ابراز حقیقت بردارد به سادگی پاکسازی و سپس مورد تحقیق و شکنجه های روانی (روانی که ناپیدا و بسیار بدتر از فیزیکی است) قرار می‌گیرد.

پنج شنبه
۹ بهمن ۱۴۰۴
۲۹ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

غرب مستعمره چگونه کنترل می‌شود!


آمریکا و اروپا و کانادا و استرالیا … مستعمره یا اسیر و برده دست یک عده سرمایه‌دار هستند که در صدر آنها یهودیان صهیونیست قرار دارند و تعدادی از مسیحیان را هم از نظر فکری صهیونیست کرده‌اند. در نتیجه هر آنچه در رسانه‌های غرب می‌آید زیر کلید استعمارگران است.
من از چند دهه پیش دست به این افشاگری کاملا آشکار زدم که بابت آن و سابقه سیاسی ضد اسراییلی (مربوط به زمان پیش از انقلاب-کودتای ایران) در غرب مورد هجوم غیر آشکار و آشکار بودم (ابدا به من کار مناسب ندادن و‌من هم زیر بار کارهای نا مناسب پیشنهادی آنها نرفتم) و در نتیجه با وضعیت اقتصادی سختی جوانی را گذراندم و بسیاری مشکلات دیگر برایم ایجاد کردند. آنها مخالفین را زندانی (سیاسی) نمی‌کنند زیرا هم هزینه مالی دارد و هم هزینه سیاسی پس اشخاص را به روشهای مختلف مخفی روانی می‌کنند.
نکته اینجاست که در این غرب مستعمره ضربات بر مخالفین همانند ایران نیست.
اول اینکه به هیچ کشوری اجازه دخالت نمی‌دهند.
دوم کنترل آنچنان سخت و در عین حال ناپیدا است که هیچ حرکتی امکان ندارد. مخصوصا در سوید حتی یک نفر نمی‌تواند به سادگی وارد کشور بشود و یک شب را بدون کنترل پلیس سر بکند. ورود به خانه مردمان و کنترل هر آنچه در آنجاست به دلیل زندگی متلاشی شده خانوادگی و زندگی فردی کاملا ساده است.
کنترل مردمان در غرب از حد تصور مردمان سایر کشورها حتی بسیاری مردمان ساکن غرب غیر ممکن است.

بی دلیل نیست که غرب آرام است زیرا شدت سرکوب بسیار بسیار زیاد است.

چهار شنبه
۸ بهمن ۱۴۰۴
۲۸ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

فحاشی روش شکست خوردگان است!


فرهنگ فحاشی در میان سلطنت صهیونیستی طلبان است و نه سایرین؛ و این نیز به دلیل شکست اسرایل می‌باشد که کنترل همه چیز را از دست داده‌ است.

دوشنبه
۶ بهمن ۱۴۰۴
۲۶ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

برنامه سومالی سازی ایران و منطقه شکست خورد.


همه شواهد نشان می‌دهد که برنامه سومالی سازی کشورهای منطقه به نقطه پایان رسید و حال ورق دارد بر علیه اسرایل و نابودی او می‌چرخد.
از چند دهه پیش اسرایل سعی داشت تا کشورهای منطقه را تجزیه بکند به طوریکه خودش جزو بزرگ‌ترین‌ها باشد. با شکست اسرایل در جنگ دوازده روزه حال ترکیه نیز شجاعت آن را یافته که رو در روی اسرایل قرار بگیرد بدون اینکه آمریکا جرات بکند از اسرایل در برابر ترکیه دفاع بکند.
دومین شکست اسرایل در همین شلوغی ها بود که در دی ماه در ایران به راه انداخت و کاملا شکست خورد و نیروهای خود درون ایران را از دست داد که در نتیجه برنامه‌هایی که داشت تا با حمله نظامی به ایران جنگ داخلی و تجزیه ایران را پیش ببرد کاملا شکست خورد.

شنبه
۴ بهمن ۱۴۰۴
۲۴ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

آمریکا و اسرایل جرات حمله به ایران را ندارند!

من معمولا درباره آنچه را توضیح واضحات می‌بینم چیزی نمی‌نویسم. مثلاً همین مورد حمله آمریکا به ایران ولی حالا به دلیل اینکه همه رسانه‌های جهان درباره آن می‌گویند این اندک را می‌نویسم.
پس از جنگ دوازده روزه نوشتم: اسرایل به شدت تنبیه شد و پر و بالش ریخت و جرات حمله به ایران را ندارد. این جنگ نشان داد که قدرت موشکی (در اینجا مخصوصا ایران)، بسیار فراتر از نیروی هوایی (در اینجا اسرایل با تمام حمایت‌ها و بالاترین سلاح‌های آمریکا و حمایت ناتو) است.
حال می‌گویند آمریکا می‌خواهد به ایران حمله بکند. مسلم است که ایران پاسخ را با حمله به اسرایل خواهد داد و اگر چنین نکند احمقانه‌ترین کار را کرده است.
اما حمله به اسرایل برای این کشور بسیار سنگین و هزینه ساز است. همین حالا اسرایل آن ابهت گذشته را از دست داده و‌ یک شکست دیگر شاید نابودی او را رقم بزند.

امتیاز بمب اتمی!
تا پیش از جنگ دوازده روزه تمام ترس ایران (و حتی بیم خود من) استفاده اسرایل از بمب اتمی بود ولی حالا از هر طرف و درون حاکمیت ایران، اپوزیسیون ملی و حتی کشورهایی مانند کره شمالی، چین و روسیه صحبت از مسلح شدن ایران به بمب اتمی است و حتی بعضی اخبار حاکی از وجود بمب اتمی بعضی کشورها در ایران است؛ زیرا این فقط جنگ ایران با اسرایل و آمریکا نیست بلکه جنگ شرق (ایران، روسیه، چین، کره شمالی، روسیه سپید و‌ بسیاری کشورهای دیگر) با غرب از آمریکا، اسرایل، اروپا، کانادا و چند کشور دیگر است که میان آنها نیز شکاف عظیم و‌ لشکرکشی نظامی صورت گرفته است. از جمله کانادا به چین نزدیک شده و باعث نگرانی و عصبانیت آمریکا شده؛ یک موضوع دیگر گرینلند است که اروپا را وادار کرد فکری برای آزادی و نجات خودش از سلطه استعماری آمریکا (اسرایل حاکم بر آمریکا) بکند.
با توجه به مجموعه‌ای از مسایل من نیازی نمی‌دیدم که در مورد امکان حمله آمریکا به ایران بنویسم اما حالا که سر و صداها خیلی بلند شده باید بگویم:
اگر آمریکا به ایران حمله بکند بزرگترین حماقت را کرده و بزرگترین خدمت را به جناح شرق و ایران کرده است زیرا:
در صورت حمله آمریکا به ایران تمام شرایط بین المللی برای اینکه ایران دارای بمب اتمی خودش بشود ایجاد شده است. و هر کشوری اتمی بشود فروپاشی آن برای دشمنانش فاجعه است پس فروپاشی ایران می‌تواند برای اسرایل و آمریکا فاجعه به تمام معنا باشد.

شنبه
۴ بهمن ۱۴۰۴
۲۴ ژانویه ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

This website uses cookies. By continuing to use this site, you accept our use of cookies.