شگردهای غرب پیش از ضربه زدن!

یکی از شگردهای غرب برای گمراه کردن حریف و ضربه را آسان زدن تظاهر به دوستی است؛ از موارد مشخص ضربه زدن به شاه و سرنگون کردن او با سفر رییس جمهوری آمریکا به ایران و نمونه دیگر رفتار با سرهنگ قذافی است.

حال با توجه به اعتراف اهل فن مبنی بر اینکه دست ترامپ در ملاقات با رهبری چین خالی بود و در این سفر ترامپ وجه خود و آمریکا را برباد داد؛ شاید هدف او ایجاد اختلاف میان چین و ایران و حتی شاید فراتر از آن جلب حمایت چین برعلیه ایران بود.

اما چین همانند قذافی و … ساده لوح نیست و به خوبی می‌داند شکست ایران در برابر آمریکا (اربابش اسرایل) شکست و نابودی چین را رقم می‌زند.

به نظر می‌رسد چین به خوبی توانست آمریکا و اسرایل را بازی بدهد.

اینکه تیم سرمایه‌داران همراه ترامپ چه برنامه‌های اقتصادی را پیش بردند معلوم نیست زیرا خبری در رسانه‌ها ندیدم که نشانگر کم اهمیت بودن آن است.

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۵ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

قوانین بین‌المللی درباره امثال تنگه هرمز چه می گویند؟

آیا این مسیر متعلق به سرزمین ایران است؟

اگر هست آیا ایران حق دارد سرویس بدهد و حق عبور بگیرد؟

در این صورت حمله نظامی به ایران به نام آزادسازی غیرقانونی است و باید بابت آن نیز خسارت بدهند!

دوشنبه

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۸ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

حضور ارتش پاکستان در عربستان به چه معنا است!

در اخبار دیروز عکس‌هایی از حضور جنگندهای پاکستان در عربستان منتشر شده بود.

اما نباید این حضور را به معنای آمادگی مقابله پاکستان با ایران دانست؛ بلکه پاکستان جایگزین آمریکا شده است و دست آمریکا از عربستان در حال بریده شدن است.

ضربات ایران بر پایگاه‌های نظامی آمریکا در شیخ نشین‌ها باعث فرار آمریکا از این کشورها به اسرایل شد. حال جای او را پاکستان گرفته یعنی اینکه دیگر آمریکا جایگاه اصلی را در عربستان ندارد.

ایران باید از این موقعیت استفاده بکند و شکاف میان عربستان با امریکا را با نزدیکتر شدن به عربستان و پاکستان بیشتر بکند. هرچقدر متحدان آمریکا و اسرایل در منطقه کمتر بشوند برای ایران و صلح در منطقه بهتر است.

سه شنبه

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۹ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

آمریکا و اسرایل جرات حمله دوباره به ایران را ندارند!

پیش از جنگ رمضان(چهل روزه) نوشتم آمریکا و اسرایل حتی با کمک شیخ نشین‌ها توان حمله به ایران را ندارند زیرا اسرایل و شیخ نشین‌ها زیر ضربات ایران له خواهند شد. ولی اگر چنین بکنند دیوانگی محض و خودکشی است. آنها حمله کردند و ضربات سختی خوردند که بنابر اظهار همه اهل فن آنها شکست خوردند و هم‌اکنون شیوخ در پی دور شدن از آمریکا هستند.

اکنون اگر آمریکا حتی بدون اظهار علنی شرکت اسرایل و یا شیوخ؛ به ایران حمله بکند اسرایل با بدترین روزهای تاریخ خود روبرو می‌شود. و اگر آمریکا زیربناهای ایران را بزند ایران نیز هیچ چاره‌ دیگری ندارد مگر برای بقای خود زیر بناهای اسرایل (آب شیرین کن ها، برق، گاز، تصفیه خانه نفت و…) را بزند و این بلا را بر سر حداقل دبی بیاورد. در چنین شرایط این دو کشور در کمتر از یک روز در بدترین شرایط زندگی و در حد نابودی قرار خواهند گرفت.

و اگر اسرایل از بمب اتمی استفاده بکند ایران نیز اماکن نگهداری بمب‌های اتمی و آنچه تشعشعات رادیواکتیو ایجاد می‌کند را بمباران سختی خواهد کرد که نتیجه‌اش همانند بمباران اتمی باشد.

در هر جنگی موضوع بر این نیست که چقدر می‌توان ضربه زد؛ بلکه باید دید که آن طرف نیز چقدر می‌تواند بزند؛ به کجا می‌زند؛ و چقدر در برابر آن ضربات می‌توان دوام آورد.

آن دورانی که آمریکا و اسرایل بر سر ایران ضربه می‌زدند و ایران با ترکه نازک‌ بر پای آنها می‌زد، گذشت. ایران اکنون‌ برای بقای خود و بقای شرق و نجات انسانیت در جهان ضربات سختی بر سر آمریکا و اسرایل خواهد زد.

نکته:

توان نظامی آمریکا نسبت به جنگ رمضان بسیار کمتر شده است زیرا پایگاهای نظامی او در منطقه تقریبا نابود شده‌اند. اسرایل و شیخ نشین‌ها نیز گرفتار همین بلا شده‌اند.

از طرف دیگر احتمالا ایران نیروی دفاع هوایی بسیار قوی‌تری نسبت به جنگ قبلی پیدا کرده است.

پس اگر آمریکا باری دیگر فریب اسرایل را بخورد و به ایران حمله بکند شاید اینبار پرونده قدرت نظامی خود را در تمام جهان باید ببندد.

دو شنبه

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۸ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

زمان صلح و همکاری‌های ایران و عربستان فرا رسیده است! تا زمانیکه آمریکا مستعمره اسرایل است هیچ توافقی میان ایران و آمریکا نخواهد بود. پس ایران نباید وقت و نیروی خود را در این مسیر بی جهت هدر بدهد.

ایران با رد هرگونه مذاکره با آمریکا که در آن نمایندگان یهودی صهیونیست حضور داشته باشند؛ به آزادی آمریکا از یوغ استعمار کمک می‌کند!

هیچ مستعمره‌ای از استقلال و در نتیجه، آزادی، دمکراسی، حقوق بشر و انسانیت برخوردار نیست!

حدود سه دهه پیش ایران و عربستان در روابط نزدیک تصمیم به ایجاد بانک اسلامی گرفتند که سایر شیخ نشین‌ها نیز قصد ورود به آن را داشتند. اینکار می‌توانست ضربه‌ای به سیستم مالی یهودیان صهیونیست و غرب بزند، در نتیجه آنها با هر ترفندی بود روابط میان شیوخ را با ایران خراب کردند.

روابط چنان بود که حتی قرار بود آب کویت را ایران تامین بکند.

حدود دو دهه پیش شیوخ عربستان می‌خواستند مقداری از یک هزار و دویست میلیارد دلار پول نقد که در بانک‌های آمریکا داشتند تبدیل به یورو کرده به اروپا منتقل بکنند. اسرایل (یهودیان صهیونیست) حاکم بر آمریکا با ترفند ورشکستگی بانک‌های آمریکا مقدار زیادی از پول‌های آنها را بالا کشیدند و عربستان مجبور به عقب نشینی شد.

سیاست غلط فناتیکها و نفوذیهای درون قدرت در ایران؛ خرابی رابطه با عربستان را با حمله احمقانه به سفارت آن کشور بدتر کرد. واقعیت روابط دیپلماتیک بین‌المللی چنین کاری را مردود می‌داند کمااینکه عربستان نیز می‌توانست به سفارت ایران حمله بکند ووو

در این اواخر سلطه اسرایل (ارباب آمریکا) بر شیخ‌نشین‌ها بسیار زیاد شده بود فقط عربستان کمی مقاومت می‌کرد. مخصوصا ولیعهد جوان می‌دانست که اگر تمام اختیار را به اسرایل بدهد حکم مرگ خود را امضا کرده است؛ زیرا اسرایل هر چند سال در کشورهای ضعیف زیر حاکمیت خود؛ دولت‌ها را عوض می‌کند و در نتیجه تعدادی از آنها کشته می‌شوند و مقدار زیادی از ثروت آنها نیز بدون صاحب در بانک‌های یهودیان صهیونیست باقی می‌ماند. ولیعهد جوان می‌داند با بلایی که بر سر رقبایش آورد اسرایل در زمانی که صلاح بداند او را به دست دشمنانش می‌سپارد و مرگش حتمی خواهد بود. در نتیجه او به چین نزدیک شد و از طرفی با پاکستان پیمان نظامی بست تا تضمین با بمب اتمی را در مقابل اسرایل و آمریکا (و نه ایران) داشته باشد.

حال پس از شکست عظمت دروغین اسرایل و آمریکا در برابر ایران؛ شیوخ متوجه شده‌اند که می‌توانند با همسایه خود ایران رابطه خوبی برقرار بکنند. این سیاستی بسیار عاقلانه و دراز مدت است. زیرا اسرایل (و نوکرش آمریکا) همواره با ایجاد جنگ میان همسایگان آنها را تضعیف می‌کند.

سالها پیش نوشتم:

هرگاه دو همسایه هر روز شیشه‌های یکدیگر را بشکنند پس از مدتی هر دو آنها ورشکست می‌شوند ولی شیشه‌گر ثروتمند می‌گردد.

نکته!

چندی پیش مطلبی نوشتم و اشاره کردم اینکه اکنون پاکستان دارای بمب اتمی، میانجی صلح شده با یمن کشوری ضعیف تفاوت بسیار زیاد و اساسی دارد.

حال که عربستان و بعضی از شیخ نشین‌ها به ضعف نظامی اسرایل و آمریکا پی برده‌ و به نتیجه همکاری با ایران رسیده‌اند، ایران نیز باید به جای حماقت و وقت گذرانی با آمریکا (در اصل اسرایل زیرا حتی نمایندگان آمریکا مانند ویتکاف و کوشنر نمایندگان اسرایل هستند و نه آمریکا) باید با عربستان و هم‌زمان با پاکستان و چین اتحاد همکاری‌های مختلف مخصوصا نظامی منعقد بکند.

عربستان صنایع بسیار پیشرفته مادر که مخصوصا خودش بتواند آنها را اداره و از طریق آنها صنایع دیگر را توسعه بدهد ندارد، ولی پول زیادی دارد که می‌تواند در این راه بکار بیاید؛ ولی مشکل آنجاست که این پول زیر کلید اسرایل است و با همین وسیله تاکنون توانسته عربستان و بقیه را زیر کلید بگیرد؛ و با توسل به قدرت نظامی آمریکا آنها را به هر سازی خواست برقصاند. اما اکنون که زمینه رهایی از سلطه اسرایل فرا رسیده نیاز به حرکت سیاسی درست ایران دارد. زیرا اتحاد عربستان حتی فقط با ایران باعث قدرت زیاد اینها می‌شود و باعث می‌گردد که اسرایل و آمریکا نتوانند به عربستان حمله بکنند و ترس از دخالت آنها در عربستان از میان می‌رود. همچنین توان حمله آمریکا و اسرایل در حمله به ایران نیز نزدیک به صفر می‌شود.

صلح با همسایگان ضامن استقلال نیز می‌باشد!

پنج شنبه

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۴ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

تغییرات اساسی در منطقه و جهان بعد از جنگ چهل روزه! باید به همسایگان مخصوصا عربستان نزدیک شد!

جنگ چهل روزه میان ایران از یک طرف و اسرایل، آمریکا و شیوخ حاشیه خلیج پارس از طرف دیگر، دیگرگونی عظیمی در نگاه به قدرت آمریکا و اسرایل ایجاد کرد. اکنون دیگر کسی یا کشوری به آمریکا و اسرایل به عنوان قدرت عظیم و خارق العاده نظامی که هر کوهی را بر می‌کند نگاه نمی‌کند.

این نگاه شیوخ که فکر می‌کردند زیر کلید این دو رفتن تضمین امنیتی دارد و همه از آنها خواهند ترسید به طور کامل تغییر کرده است.

همین دیروز ترکی الفیصل رییس سابق سازمان امنیت عربستان که هنوز بر این کشور تاثیر گذار است در رسانه‌ها از آمریکا و اسرایل گله کرد، اینکه اسرایل همواره خواسته میان کشورهای منطقه جنگ به راه بیندازد تا او حکومت بکند ولی اکنون قدرت پوشالی او مشخص شده و بهتر است کشورهای منطقه در دوست یابی تجدید نظر بکنند. این نظریه عالی است.

عربستان که از بقیه شیوخ قوی‌تر و عاقل‌تر است چند سال پیش قرارداد پترودلار را کنار گذاشت و در کنار آن با چین روابط برقرار کرد. همچنین با یک قرارداد نظامی تمام عیار با پاکستان اتمی، امنیت خود را در برابر آمریکا و اسرایل (و نه در برابر ایران) تضمین کرد. چنان‌که دیدیم در جنگ اخیر که ایران به پایگاه‌ها و‌… عربستان حمله کرد، پاکستان عکس العمل نظامی و … نسبت به ایران نشان نداد و عربستان نیز درخواست جدی از پاکستان برای مقابله با ایران نکرد. تا اینکه در طرح حمله اخیر آمریکا به ایران نیز عربستان با او همراهی نکرد و برخلاف تصور آمریکا، گفت که او آسمان خود را برای حمله آمریکا به ایران می‌بندد، که به نظر بسیاری مفسران دلیل عقب نشینی آمریکا شد.

شواهد نشان می‌دهد که بهترین سیاست ایران در این مرحله نزدیکی با عربستان در یک همکاری یا اتحاد مشترک با چین و پاکستان است. اگر این چهار کشور با هم به توافقات همکاری‌های نظامی (و البته اقتصادی و …) برسند آنگاه تکلیف آمریکا و اسرایل در منطقه کاملا مشخص و پایان آنها رقم می‌خورد.

اما امارات که او نیز از آمریکا و اسرایل ناامید شده (توجه امارات یعنی اسرایل دوم)، از مصر (که در شرایط قتل عام غزه بی توجه باقی ماند) کمک خواسته. با توجه به اینکه مصر هیچ تعهد نظامی نسبت به امارات (اسرایل دوم) ندارد پس شرکت او در حمایت نظامی از امارات به معنی دریافت پول است که همان مزدوری (ارتش مزدور) است. به تعبیری دیگر نیز؛ اسرایل از ترس ایران جرات حضور در امارات و دفاع از مستعمره کاملا عیان خود را ندارد.

اینجاست که تغییرات اساسی در موازنه قدرت در منطقه به عیان دیده می‌شود.

مجموعه گسترده‌ای که تفاوت عظیم میان شرایط پیش و پس از جنگ چهل روزه در منطقه و حتی تأثیر آن بر درون آمریکا؛ میان روابط آمریکا و‌ اسرایل؛ میان اروپا و آمریکا و… را نشان می‌دهد؛ زیاد است که در نهایت مهمترین قسمت آن برای مردمان منطقه (که همسایگان غیر قابل انتقال هستند)؛ راه دوستی و همکاری را پیش پا می‌گذارد. امری که تا پیش از جنگ چهل روزه مخصوصا با دخالت‌های اسرایل ابدا ممکن به نظر نمی‌رسید.

چنانچه ایران و عربستان (مخصوصا در کنار پاکستان و چین) معاهده همکاری‌های مختلف مخصوصا نظامی و مبادلات با غیر دلار با هم ببندند یکی از بزرگترین تغییرات سیاسی، اقتصادی، نظامی جهان رقم خواهد خورد.

متاسفانه یکی از بزرگترین مشکلات برای چنین اتحادها نفوذهای اسرایل و غربگرایان درون قدرت در ایران هستند، که شرایط جنگی کنونی باید موقعیتی برای غلبه بر آنها و کنار گذاشتن آنها‌ از قدرت باشد تا بتوان به چنین معاهدانی دست یافت. ایران نباید وقت خود را برای مذاکرات صلح (غیر ممکن) با آمریکا (البته اربابش اسرایل) هدر بدهد بلکه باید برای نزدیک شدن به عربستان که آمادگی اینکار را دارد تلاش بکند. در عین حال ایران برای کمک به مردم آمریکا برای دستیابی به استقلال و آزادی؛ باید صراحتا بگوید که ابدا نمایندگان آمریکا مانند ویتکاف و کوشنر که با اسرایل رابطه دارند را برای مذاکرات نمی‌پذیرد.

دوشنبه

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۱ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

پیروان بیماران روانی، چه بیماریی دارند؟!

اشخاصی که پیرو عقاید بیماری روانی هستند و دستورات او را اجرا می‌کنند چه نام دارند؟

آنچه که از حرکات ترامپ برای همه کسانیکه کمی “عقل” دارند روشن شده؛ او یک روان پریش یا بیمار روانی است. این بیمار روانی زیر کلید یک بیمار روانی دیگر (ناتان یاهو) است که از بدترین بیماری‌ها یعنی “عشق به کشتن و آزار دیگران” لذت می‌برد.

حال آن کسانی که دنباله رو این افراد هستند به آنها رای می‌دهند و یا زیر پرچم جنایت و ضد بشری اسرایل برای نماینده ناتان یاهو (رضا صهیونیست) سینه می‌زنند و‌ از روش‌های جنایتکارانه اسرایل (فحاشی و ایجاد وحشت و تهدید به قتل) استفاده می‌کنند از چه نوع بیماری برخوردار هستند؟

برای اطلاعات بیشتر به مقاله من تحت عنوان ” سن عقل اجتماعی، سن عقل سیاسی، سن عقل فلسفی” مراجعه کنید.

دو شنبه

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۱ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

ایجاد ترس و شجاعت!

ایجاد ترس و وحشت از شگردهای اسرایل (یهودیان صهیونیست) است.

در مخمصه قرار دادن دیگران و گرفتن سند (همانند داستان اپستین) از جمله کارهای کثیف اسرایل است.

ایجاد تفرقه میان مردمان و حتی کشورها و به راه اندازی جنگ میان آنها از روش‌های جنایاتکارانه اسرایل است.

فرستادن پرستو و کلاغ …

کشتار مردمان با فقر …

دزدی های کلان …

از جنایات اسرایل است.

تشکیل نیروهای طرفدار اسرایل زیر نام رضا صهیونیست و ایجاد برنامه‌هایی برای ترساندن مردمان از کشته شدن و بدترین فحاشی ها (که نشانه نداشتن اصالت است) از کارهای اسرایل است.

به قول افلاطون شجاعت آنگاه است که با عقل و انسانیت همراه باشد وگرنه هر لات و لومپن و صهیونیستی (که ترسوترینها هستند و دستشان به خون میلیون‌ها بیگناه در سراسر جهان آلوده است) را نمی‌توان شجاع نامید.

دوشنبه

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۱ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

مسیر پایان جنگ‌ها در منطقه کدام است! ایران باید با کدام کشورها وارد مذاکرات صلح بشود!

اکنون برای مردمانی که کمی عقل سیاسی دارند روشن شده که آمریکا زیر کلید یهودیان صهیونیست است که کشور خود را در اسرایل ایجاد کرده‌اند و آمریکا را کشور خود نمی‌دانند بلکه آن را مستعمره می‌دانند.

در نتیجه صلح میان ایران و آمریکا ابدا صورت نخواهد گرفت مگر اینکه:

۱- آمریکاییان بتوانند استقلال خود را بدست بیاورند تا بتوانند به عنوان انسان‌هایی آزاد (و نه برده) و دارای کشوری مستقل برای منافع خود تصمیم بگیرند.

۲- اسرایل نابود بشود و سلطه اش از سر آمریکا و اروپا برداشته بشود.

۳- ایران مستعمره آمریکا و اسرایل بشود. که البته نام این یکی صلح نیست.

راه واقعی صلح کدام است!

یک مسیر دیگر وجود دارد اینکه ایران در مرحله اول با عربستان از طریق چین و پاکستان وارد مذاکرات صلح پایدار بشود.

عربستان زمانی پدر بزرگ کشورهای کوچک حاشیه خلیج پارس بود ولی اکنون امارات (مخصوصا دبی که بیشتر حاکمان آن ایرانی هستند و هنوز اقوام آنها در ایران زندگی می‌کنند) به اسرایل دوم تبدیل شده و خود را برتر می‌داند و در نتیجه با عربستان مشکلات اساسی دارد.

نفوذ عربستان بر قطر نیز کم شده و بحرین نیز مهره مهمی نیست ولی پایگاه نظامی آمریکا در آنجا قوی بود.

پس چنانچه ایران ابتدا با عربستان به صلح برسد بطوری که آمریکا پایگاهایش را در آنجا غیر فعال بکند این صلح به سرعت به قطر، بحرین و‌کویت نیز خواهد رسید.

عربستان به واسطه پیمان نظامی با پاکستان (که دارای سلاح اتمی است) احساس امنیت دارد همچنین با چین روابط قوی برقرار کرده و اگر ایران نیز وارد این اتحاد بشود آنگاه هیچ دلیلی برای ترس عربستان از کشورهای منطقه وجود ندارد بلکه برعکس ترس از طرف اسرایل و آمریکا خواهد بود.

در پی عربستان قطر، کویت و بحرین نیز به این اتحاد خواهند پیوست. سپس همه چیز در منطقه بطرف یک تغییر اساسی خواهد رفت زیرا عراق نیز به آنها می‌پیوندد. این چیزی است که منطقه نیاز دارد. صلح و فراتر از آن دوستی و پیمان دفاع جمعی میان این کشورها به سایر کشورهای منطقه (لبنان، سوریه و اردن، یمن…) نیز خواهد کشید و از اینجاست که انزوا و نابودی اسرایل نیز رقم خواهد خورد. و در این میان امارات نیز یا بصورت کنونی به این اتحاد می پیوندد و یا تجزیه خواهد شد و دبی که مرکز یهودیان صهیونیست شده کاملا منزوی خواهد شد.

اتحاد میان کشورهای منطقه آنها را به قدرت جهانی تبدیل خواهد کرد و به شیخ نشین‌های منطقه این قدرت را می‌دهد تا پول‌هایشان را که در بانک‌های صهیونیست‌ها در آمریکا گروگان گرفته شده مطالبه کرده بازپس بگیرند. این امر پایین آمدن قدرت بانک‌های صهیونیستی را در پی خواهد داشت.

نتیجه:

اینکه ایران نیروی زیادی برای مذاکرات بی نتیجه با آمریکا گذاشته مسیر کاملا اشتباهی است و باید آن را بی اهمیت و فقط برای بازی دادن امریکا و اسرایل در نظر بگیرد.

ایران باید با همکاری با چین و پاکستان مسیر عادی سازی روابط با عربستان را به سرعت پیش ببرد و پیمان صلح و دوستی و عدم تجاوز به یکدیگر و حتی پیمان دفاع نظامی از یکدیگر را اجرا بکنند. آنگاه دیگر جایی برای نیروهای نظامی آمریکا و دلار در منطقه باقی نخواهد ماند. با این روش سقوط آمریکا و نابودی اسرایل انجام خواهد شد.

حیات یهودیان حاکم بر آمریکا به ایجاد اختلاف و جنگ میان کشورها و مردمان وابسته است.

تجربه این سال‌ها و جنگ اخیر برای شیخ نشین‌ها باید درس بزرگی باشد؛ همچنین ایران نیز باید به ضرورت همکاری با همسایگان (که من از چند دهه پیش تاکید داشتم) اهمیت بیشتری بدهد.

صلح و همکاری کشورهای منطقه راه نجات آنها است.

یک شنبه

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵

۱۰ مای ۲۰۲۶

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

اپسالا ـ سوید

توافق و صلح با دیکتاتور بی معنی/بی اعتبار است!


در اخبار صحبت از توافق برای صلح میان ایران و آمریکا/ترامپ می‌شود. اما توافق با دیکتاتور ابدا شانس اجرا ندارد زیرا دیکتاتور کنونی آمریکا در دوره آینده امکان بودن در مقام دیکتاتوری (ریاست جمهوری) را ندارد و دیکتاتور (رییس جمهوری) بعدی می‌تواند آن توافقات یا … را زیر پا بگذارد همانطور که دیکتاتور کنونی (ترامپ) چنین کرد.
در آمریکا هر چهار سال یک نفر را انتخاب می‌کنند وهمانند روم قدیم اختیارات دیکتاتور (و حتی فراتر از آن ) را به او می‌دهند و در عمل او یک دیکتاتور می‌شود.

نتیجه:
از جانب ایران دولت/حاکمیت توافقات را امضا می‌کند پس مقابل آن باید مرجع آمریکایی نیز در همان حد از صلاحیت باشد.
در نتیجه برای اینکه توافقات و … میان ایران با آمریکا زیر کلید/اختیارات دیکتاتور نباشد باید مجلس آن را تأیید بکند.

پنج شنبه
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
۷ مای ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید

This website uses cookies. By continuing to use this site, you accept our use of cookies.