در هیچ مستعمرهای، ابدا و ابدا استقلال که پایه همه چیز (آزادی “همه گونه”، حقوق بشر، دمکراسی و… و تصمیم گیری های مستقل سیاسی- نظامی- اقتصادی- اجتماعی- حقوقی- علمی – بویژه فکری فلسفی- و …) است؛ وجود ندارد!
پسدر آمریکا، ابتدا باید انقلاب رهایی بخش صورت بگیرد و یا اینکه اسرایل (حاکمیت یهودیان صهیونیست بر آمریکا) تضعیف بشود.
شواهد تضعیف سلطه اسرایل بر آمریکا چیست!
تمام دولت، سازمانهای امنیتی، نظامی، مالی، رسانهها و… آمریکا در اختیار و با حضور یهودیان صهیونیستی است که حتی شهروندی اسرایل را هم دارند و رسماً نماینده آنها هستند.
در مذاکرات اخیر به اصطلاح صلح میان آمریکا با ایران سرگروه آنها یهودیان علنی و شهروند اسرایل بودند. پس یکی از مشخصات حرکت به طرف استقلال در آمریکا، بیرون راندن کامل این افراد در مذاکرات و یا به حداقل رساندن آنها یا حضور گسترده و قوی آمریکاییان ملی گرا است که قادر به تصمیمگیری مستقل و اول آمریکا باشند و نه آنطور که نوکر اسرایل (ترامپ) رفتار میکند اول اسرایل باشد. نتیجه اینکه تا زمانیکه یهودیان صهیونیست رهبری مذاکرات آمریکا با ایران را دارند ایران باید بداند که با اسرایل طرف است و نه آمریکا؛ و آمریکا مستعمره حقیر و بی اراده اسرایل است و آمریکاییان بردگان هستند.
تضعیف اسرایل از طرق مختلف است:
یکم- تقویت سرمایهداران غیر صهیونیست و ضد صهیونیسم در آمریکا و در غرب؛ امری که شروع شده است.
دوم- توسعه چین به عنوان الترناتیو موجود؛ پیشرفت قدرت مالی چین (ایجاد بانکهای قوی بینالمللی با تمامی تبادلات مالی و از جمله دستگاههای پرداخت پول و … مستقل از بانکهای آمریکا؛ اینکار باید با همکاری کشورهای مستقل مانند روسیه، ایران، کره شمالی، روسیه سپید و … صورت بگیرد). و همچنین پیشرفتهای گسترده علمی- تکنیکی چین رقیب آنها؛ در سطحی که جهان از سلطه علمی – تکنیکی غرب آزاد بشود.
سوم- پیروزی ایران و روسیه در جنگ با غرب (اسرایل).
نکته:
ایران در ادامه میتواند همانند امروز تمام نیازهای تجاری و … خود را بدون نیاز به غرب در ارتباط با کشورهای شرق تامین بکند و نیرویی برای ارتباط با غرب نگذارد.
اما بزرگترین، کم هزینه ترین و اساسیترین شکست که پایان صهیونیسم را رقم میزند بهرهگیری از فلسفه من جهت روشن کردن افکار عمومی جهانیان است. تاثیر این فلسفه منطقی و کامل مخصوصا بیشتر بر مسیحیان حامی یهودیان (صهیونیست) و به ویژه خود یهودی شدگان (بیشترین یهودیان دین اشان یهودی است ولی یهودی نژادی یعنی عرب نیستند) میباشد؛ این دستگاه یا تشکل ضد بشری (اسرایل) را از درون فرو میپاشد و دست آنها را از گلوی مردمان جهان برمیدارد.
اسرایل کشوری واقعی نیست بلکه مرکز برنامه ریزی صهیونیستها برای جنگ، جنایت، دزدیهای بینالمللی و کنترل مستعمرات (آمریکا، اروپا، ژاپن، امارات، و …) میباشد.
ایران کشوری مستعمره نیست ولی در کشورهای مستقل؛ آزادی (در انواع گوناگون خود) میتواند وجود داشته باشد یا نداشته باشد.
نکته:
زندگی در مستعمره یعنی بردگی!
در کشورهای غربی صهیونیست های حاکم برای سلطه بر سایر کشورها ابتدا باید مردمان همین کشورهای غربی را برده بکنند. اینکار از طریق شستشوی مغزی و برده فکری کردن مخصوصا توسط فلاسفه کاذب غرب و تدریس آنها که در دانشگاهها صورت میگیرد و تبلیغ و گسترش آنها در دنیا. برای آزادی فکری باید از فلسفه من پیروی کرد.
۲۵ تیر ۱۴۰۵
۱۶ ژولای ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
کمپی توریستی نزدیک لوکزامبورگ