همه دروغ می‌گویند، پس همه مقصرند!

پدر مهسا می‌گوید در ون (مینی بوس) با باتوم به سر دخترش زدند.

سوال اینجاست که با آن سقف کوتاه ون چگونه می‌شود چنین کاری کرد و چنان ضربه ای زد؟

چرا او همان‌موقع بیهوش نشد و هیچ عکس العملی از نتیجه ضربه را نشان نداد؟ سپس فیلم او در آن محل را دیدیم که با پای خودش آمد و …

توجیه این موضوع چگونه است؟

اینها سوالاتی است که مدت‌ها در مغزم بوده و هرچه گشتم جایی ندیدم که به آن پرداخته شده باشد.

اشاره:

   چند سال پیش دوستی که در آمریکا زندگی می‌کرد تعریف کرد که پلیس با باتوم (لاستیکی و نه چوبی) بر سر او‌ زده بود که همان موقع بیهوش شد و … با عمل جراحی او را نجات دادند.

از طرف دیگر اخیرا چند خبر آمده که پزشکی که خبر ضربه مغزی به مهسا را تایید کرده اکنون آن را رد می‌کند و در اینترنت نوشته دروغ گفته است و… اما از طرف هیچ منبعی (خارجی یا …) به بررسی آن پرداخته نشده است.

اگر این پزشک در ایران است حکومت باید او را به خاطر دروغگویی و به قول خودش تحریک و … به دادگاه بکشد، ولی چنین نکرده است!؟

البته حتی اگر او در خارج هم باشد:

۱- رژیم باید پیگیر بازگرداندن او‌به ایران باشد.

۲- خود همان کشور باید او را به دلایل مختلف از جمله خیانت به حرفه پزشکی و دروغگویی پزشکی محاکمه بکند.

اینهمه تناقض میان گفته های رژیم و مخالفین چگونه قابل توجیه است. ظاهراً همه دروغ می‌گویند.

در فلسفه من اینگونه دروغگویی ها محکوم است، باید حقیقت را با صراحت گفت و با جان و مال مردم بازی نکرد. و هر آن کس هم که زود جوگیر می‌شود که حماقت محض است، محکوم می‌باشد.

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳

۲۳ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

سوید به ناتو‌ خوش آمد می‌گوید!

فقر، فروش مواد مخدر و جنایات خیابانی و در نتیجه ترس، سوید را فرا گرفته است.

ورود به پیمانی نظامی مانند ناتو که بدنام‌ترین های تاریخ است نیازمند افرادی زیر خط فقر دارد تا برای نان دست به هرکاری بزنند. بهمین دلیل است که آمریکا با اینهمه ثروت در صد بسیار بالایی بیکار، معتاد و باندهای جنایتکار دارد. باندهایی که بزرگترین هایش متعلق به سرمایه‌داران بزرگ است که اخیرا حتی این نکته را با فیلم‌های اکشن نشان می‌دهند بدون اینکه صدر گروه یا همان امثال خاندان های ثروتمند حاکم مشخص بشوند.

سوید اکنون در ابتدای ورود است و دارد خود را با ناتو و قوانین آن یعنی افراد زیر خط فقر و آزاد گذاشتن بعضی گروه‌های جنایتکار هماهنگ می‌کند.

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳

۲۳ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

چرا قدرت جاسوسی اسراییل زیاد است!

مردم تعجب می‌کنند که چگونه است قدرت جاسوسی اسراییل اینقدر بالاست:

اسرایل یک کشور واقعی نیست بلکه برای همین کارهای جاسوسی، مافیایی و کشتار و جنگ ایجاد شد.

سرمایه داران یهودی صهیونیست برای کارهای جاسوسی و برنامه ریزی های جنایتهایشان در جهان نیازمند جایی از خود بودند. آن کارها را نمی‌توانستند در هیچ کشوری بکنند زیرا در صورتیکه اتفاقی می‌افتاد همه پرونده‌های آنها رو می‌شد. پس اسرایل را به عنوان پایگاه جاسوسی و برنامه ریزی برای دخالت در امور سایر کشورها ایجاد کردند. در نتیجه از جمعیت این کشور در صد بالایی کارشان جاسوسی و در خدمت فعالیت‌های نظامی و مافیایی در جهان است.

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳

۲۳ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

جنگ و انسان دوستی!!!

جنگ اکراین را آمریکا و اسرایل دامن زدند و آمار کشته های اکراین روزانه حدود ۱۰۰۰ نفر است.

و حالا آمریکای جنایتکار به بهانه مرگ یک زن در سال پیش در ایران پرچم انسان دوستی بلند می‌کند و احمق ها باور می‌کنند در حالیکه هدف او سیاسی و فشار بر جبهه شرق است.

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳

۲۳ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

چرا غرب به ادامه جنگ در اکراین تمایل دارد؟!

رابطه آن با احتمال جنگ در قفقاز چیست؟

به اعتراف تمامی آگاهان نظامی – سیاسی، اکراین کاملا شکست خورده است و کمترین شانسی ندارد.

اما چرا غرب همچنان به تسلیح اکراین و ادامه جنگ در آن کشور ادامه می‌دهد؟

زیرا، پیروزی یا شکست در اکراین تعیین کننده پیروزی شرق یا غرب خواهد بود.

حال آنها امیدوارند در قفقاز جنوبی جبهه دیگری باز بکنند تا شرق را گرفتار سازند؛ و برای اینکار باید روسیه را در جبهه اکراین مشغول نگه دارند تا نتواند به مسایل این منطقه بپردازد.

اگر غرب موفق بشود در میانه اختلافات ارمنستان با آذربایجان، ایران را هم وارد درگیری نظامی کرده و یک آشوب جدی برپا کند آنگاه شاید بتواند تغییراتی به نفع خود ایجاد بکند.

نکته:

ایران و‌ همچنین ارمنستان و آذربایجان و حتی گرجستان باید هوشیار باشند. آنها همسایه‌های چندین هزار ساله هستند که نه می‌توانند خانه خود را ترک کنند و نه همسایگان را وادار به ترک منزل بکنند. پس باید با آرامش و عقل به حل مسایل و تعامل و‌‌ صلح با همسایگان (با یکدیگر) بپردازند.

همیشه راهی صلح آمیز برای حل مشکلات هست. جنگ همسایگان، آنها را فقیر و بدبخت و‌ جنگ افروزان را ثروتمند می‌کند.

غرب کاخ هایش را بر جنگ و‌ فقر دیگران ساخته است.

در این مرحله هدف غرب در اکراین آنست که روسیه همچنان درگیر بماند تا بتواند قفقاز را بهم بریزد و در این آشفته بازاری که ایجاد می‌کند شاید بتواند ناتو را گسترش داده به این منطقه نیز بکشاند.

وضعیت قفقاز خیلی پیچیده شده است، گرهی است که باز کردنش سخت به نظر می‌رسد، اما با کمی همت، انعطاف پذیری و احترام به همسایگان که حتی به نوعی با هم برادر و‌ قوم و خویش هستند، همچنین کوتاه کردن دست غیر همسایه یا مداخله گران خارجی، می‌توان به توافق رسید.

در خصوص موقعیت ایران در موضوع قفقاز:

رژیم ایران از نظر نظامی آنقدر قوی هست که بتواند خودش را حفظ بکند اما برنامه‌های غرب (که به دور از آتش نشسته و اگر جنگی رخ بدهد حتی یک گلوله به طرف آنها پرتاب نخواهد شد) تا حد ایجاد جنگ در منطقه هست. مخصوصا اسرایل برای رهایی از مشکلات خود به راه اندازی جنگ در میان کشورهای دیگر به عنوان بهترین آلترناتیو نگاه می‌کند.

دست اسرایل و یهودیان صهیونیست در تمام جنگ‌ها و جنایات دیده می‌شود. و کسی که آن را نمی‌بیند ابدا هیچ دانشی از جهان و سیاست ندارد و بهتر است گوشه‌ای آرام بنشیند و نظاره گر باشد تا به واسطه این نادانی در دام نیفتاده دستش به خون بی‌گناهان آلوده نشود و یا جان خود را از دست ندهد.

چرا حمایت علنی نظامی از روسیه برای صلح جهان خوب است.

اگر ایران و کشورهای دیگری مانند کره شمالی، ونزویلا و … جرات بکنند و صراحتا از ماهیت پشت پرده جنگ اکراین و ارتباط آن با جنگ قدرت در جهان و احتمال کشیده شدن جنگ‌های جدید در قفقاز، پاکستان و … توسط کشورهای جنگ طلب غربی بگویند و صراحتا از روسیه حمایت بکنند، آنگاه این بازی موش و گربه به پایان خواهد رسید و از زوایای زیادی خوب خواهد بود و‌ راه رسیدن به صلح و پایان جنگ کوتاه‌تر می‌شود.

نباید اجازه داد مردم جهان را با این حیله که همه مخالف روسیه هستند و در نتیجه غرب صاحب حق است، فریب داد.

البته ایران باید چند روز دیگر هم طاقت بیاورد تا تحریم‌های سازمان ملل برداشته بشود و بعد این اعلام را بکند.

اتحادیه شانگهای نیز می‌تواند از شکل کنونی خود قدمی فراتر بگذارد و به نوعی اتحادیه نظامی نیز تبدیل بشود و در مقابله با ناتو‌، اتحادیه نظامی قوی دیگری ایجاد بکند.

مشکل قفقاز، اکرایان، آفریقا و … همه بهم گره خورده‌اند‌ و‌ همه در رابطه با جنگ قدرت میان غرب با شرق می‌باشند.

دانش سیاسی یعنی توان نگاه کردن به وضعیت جهان و یافتن پیوستگی آنها. اکثریت قاطع کسانی که ادعای سیاسی بودن دارند، کمترین دانشی از وقایع بسیار مهم جهان و آنچه در قفقاز، پاکستان، افغانستان، آفریقا و … (و حتی کشور خودشان) می‌گذرد، ندارند و اگر هم چیزی شنیده باشند ابدا ارتباط اینها با یکدیگر را نمی‌دانند. آن تعداد اندکی هم که چیزهایی شنیده‌اند ابدا قادر نیستند هیچ‌تحلیل یا راه حلی بدهند. در نتیجه این بی سوادی و بدسوادی، تمام نیروی خود را در سطح روسری می‌گذارند.

مخالفت با هر رژیمی و ادعای حاکمیت کردن مستلزم آنست که نشان بدهند خود چه میزان دانش سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و … در سطح کشورشان و جهان دارند.

صرف مخالف بودن با هر حاکمیتی دلیل برحق بودن نیست، بلکه شاید کاملا برعکس باشد!

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ 

۲۳ شهریور ۱۴۰۲ 

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

سالگرد وقایع سال پیش ۱۴۰۱ چگونه خواهد بود!؟

علیرغم بعضی صحبت‌ها و تلاش‌ها تحت عنوان سالگرد وقایع پارسال، هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد.

   از دلایل اصلی شکست وقایع سال پیش اختلافات درونی کشورهای پشت پرده بود که پیشتر آن را نوشته‌‌ بودم. آن اختلافات به درون اپوزیسیون داخل رژیم و اپوزیسیون خارج نشین وارد شد و آنها را متلاشی کرد.

در نتیجه آنها ابدا قادر به پیشبرد هیچ ‌چیزی نبودند زیرا درون این کشورها چند دستگی وجود داشت، پس تیغ را بر روی یکدیگر کشیدند.

   این جناح اصلاح طلب وابسته به غرب (مخصوصا بخش فراماسیونری انگلیس به رهبری روحانی) بود که به خاطر در خطر قرار گرفتن موقعیت قدرت‌اشان در حاکمیت و منافع مادی، شلوغی‌ها را به راه انداختند و با طراحی از پیش ریخته شده جوانان نااگاه را به خیابان‌ها کشیدند.

وابسته و عامل خارجی بودن بعضی به ظاهر اپوزیسیون!

   عیان‌ترین شاهد یا نمونه وابستگی‌ها به خارج، رضا پهلوی است که با سفر به اسرایل و آن رفتارهای حقیرانه و آن نوع خاص برنامه تحقیر آمیزی که برایش تدارک دیدند، بندگی، ضد ملی و ضد ایران بودن و همه چیز خود را آشکار کرد. در روزهای اخیر نیز تعدادی دیگر هم در خدمت رییس سازمان امنیت اسرایل همین (به بیان روشن خیانت به کشور) را اعلام کردند.

بعضی دیگر نیز هرکدام نمایندگی یک کشور (کانادا، انگلیس، عربستان، آمریکا …) را داشتند.

پس از شکست برنامه غرب!

   بعد از شکست غرب/غرب‌گرایان در شلوغی‌های سال پیش، دست جناح خامنه‌ای برای پیشبرد برنامه‌های استقلال طلبانه و رهایی از بند استعمار غرب باز شد. پس به سرعت وارد پیمان شانگهای (امنیتی) گردید و اخیرا هم بریکس (اقتصادی). همچنین صلح با همسایگان از تاجیکستان تا شیوخ عرب؛ و بسیاری مشکلات قابل حل را به سرانجام رساند.

اما هنوز غرب‌گرایان به انواع مختلف سنگ اندازی می‌کنند.

– برای پیوستن به شانگهای با تاجیکستان و … به سازش رسیدند.

– برای پیوستنن به بریکس، مشکلات با شیوخ را برطرف کردند.

– و …

اینها از جمله اموری بودند که جناح اصلاح طلب مخالفش بود مگر اینکه کشور زیر پرچم (استعمار) غرب برود.

در نتیجه دیده می‌شود که پشت پرده جنگ‌ها و مشکلات ایران با کشورهای جهان و سیاست‌های غلط حاکمیت؛ همین اصلاح طلبان قرار داشتند که خود را پشت ظاهر آزادی خواهی پنهان می‌کردند. ولی اکنون جناح خامنه‌ای حتی با آمریکا هم در حال مذاکرات و بازی‌های سیاسی می‌باشد، اما نه به آن طریق بندگی و مستعمره شدن که غرب‌گرایان (عوامل غرب) می‌خواستند ومی‌خواهند.

 سیاست‌بازی، فناتیسم و خواسته‌های اجتماعی مردم!

   خامنه‌ای به سیاست بازی روی آورده است. در مسایل داخلی سال‌هاست خامنه‌ای اینچنین بود و سعی می‌کرد امتیازاتی به همه بدهد، اما جناح غربگرا حاضر به سازش نبود و گرایشاتش وابستگی بود و هست تا ملی گرایانه! این جناح پول‌های سرقت کرده را به کشورهای غربی مخصوصا کانادا (مرکز رهبری بهاییت) منتقل می‌کردند و برای منافع شخصی، کشور را به فروش گذاشتند.

   اکنون مدتی است جناح خامنه‌ای در مسایل خارجی هم می‌خواهد سیاست بازی را پیشه کند مخصوصا پس از شکست برنامه‌های غربگرایان در شلوغی های سال پیش.

   خود ‌خامنه‌ای بیشتر ملی است تا مذهبی. اما در میان جناح او مذهبی – ملی‌ها یعنی کسانیکه برای مذهب و روسری بیشتر از مسایل اقتصادی مردم ارزش قایل هستند، بسیارند. کمااینکه در اپوزیسیون نیز عده‌ای (بیشتر غربگرایان) اینچنین هستند و در این مبارزات استقلال طلبانه ایران می‌خواهند همه چیز را فدای روسری بکنند.

   مردمان همه جهان در هر لحظه خواسته‌های اقتصادی و اجتماعی دارند و ابدا هم پایان پذیر نیست. ممکن است در مقاطعی مردمان کشوری از نظر اقتصادی یا امنیت و … در حد بسیار خوبی باشند و مردم توقع خیلی بیشتری نداشته باشند؛ اما خواسته اجتماعی هیچ وقت در هیچ جایی متوقف نمی‌شود یا به نقطه رضایت حتی در همان حد اقتصادی و امنیتی نمی‌رسد.

   نکته مهم اینجاست که خواسته‌های اجتماعی مردم بسیار متفاوت و در حد تضاد و رو در رویی هستند. هیچگاه نمی‌توان جامعه‌ای را پیدا کرد که همه مردم یک خواسته مشخص اجتماعی را داشته باشند.

اشاره:

   اگر کسی همینجا بگوید خواست آزادی برا ی همه یکی است! اوج بی دانشی و فراتر از آن بد دانشی خود را نشان داده است. آزادی از آن مقوله‌هایی است که در میان مردم معانی کاملا متفاوت و گاه متقابل دارد که گاه آنها را به خشن‌ترین رفتار و کشتار یکدیگر وامی‌دارد که نمونه‌اش همین ایران کنونی و کشورهای آفریقایی رو در روی غرب قرار گرفته برای استقلال-آزادی سیاسی و… می‌باشد.

   آزادی سیاسی و آزادی اجتماعی دو مقوله مجزا و از جهتی بهم پیوسته هستند و … که توضیحات بیشتر را سال‌ها پیش نوشته‌ام و هر کسی مایل به دانستن آنهاست به سایتم/کتاب‌هایم مراجعه بکند.

متاسفانه بیشتر مردمان از تفاوت‌های این ترم‌ها مطلع نیستند و آنهایی هم که ادعای سیاسی بودن می‌کنند در همین سطح می‌باشند. این نکته است که دست استعمارگران/استثمارگران را برای فریب مردم (حتی درکشورهای خودشان) باز می‌گذارد.

وقایع هیچ کشوری به دور از مسایل جهانی نیست:

   اکنون کشورهای استعمارگر غربی در مقابل کشورهای آزادی‌خواه جهان قرار گرفته‌اند. در نتیجه وقایع سال پیش ایران، جنگ اکراین، وقایع اخیر آفریقا و … همه به هم ربط داشته در همین رابطه می‌باشند.

دستگاه‌های شستشوی مغزی کشورها (مخصوصا غربی) با انواع مختلف سعی در مخفی کردن این پیوستگی مسایل جهانی دارند زیرا این بزرگترین آگاهی سیاسی است.

    جهان در حال تغییر و جابجایی قدرت از دست صهیونیست‌ها (یهودیان و مسیحیان صهیونیست) که در بالای هرم به چند قدرت کوچک ولی بسیار ثروتمند و‌ متمرکز محدود می‌شوند؛ به طرف کشورهایی با ادیان و افکار مختلف و بیشتر مدیریتی بر مبنای خواسته‌های متفاوت می‌باشد.

درمعادلات سیاسی باید دانست:

   در قرون اخیر حرکت مردمی متشکل و سازماندهی شده، وجود نداشته است. قدرتمندان،‌ مردم عادی را برای اهداف خود به خیابان‌ها می‌آورند. حتی از آن بسیار فراتر مردم را برای منافع خود به جنگ و کشتار یکدیگر می‌کشانند.

بنابراین تا اکثریت مردم نفهمند که بازیچه دست قدرت‌ها می‌شوند و موضعگیری مقابل نکنند، خود نیز تا حد زیادی مسیول و خطاکار و هستند. نادانی آنها از اینکه بازیچه دست می‌شوند و در جنایات و کشتار سهیم شده‌اند، مسیولیت را از آنها برنمی‌دارد.

   آنجا که انسان از ماهیت حرکتی آگاه نیست، بهتر است از شرکت در آن اجتناب کند تا بازیچه دست دیگران نشده در دام اعمال جنایت‌آمیز آنها نیفتد.

هر حرکت یاعملی باید همراه آگاهی باشد تا نتیجه مثبت بدهد.

   از طرفی موسسات تحقیقاتی قدرتمندان دایم در حال بررسی وضعیت فکری – روحی همه مردمان هستند تا بتوانند در شرایط مختلف با روشی مناسب حداکثر ممکن از مردمان را فریب بدهند.

اما؛ در این عصر مردمانی هم که فریب می‌خورند مقصرند!

فلسفه من راه نجات بشر است. آن را بخوانید و به آن عمل کنید!

۱۰ سپتامبر ۲۰۲۳

۱۹ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

توفان نوح و عقل!

   در سفرهایم به کشورهای آسیای شرقی، آفریقا، آمریکای مرکزی و … حیواناتی را دیدم که ابدا در منطقه خاورمیانه و آنجایی که توفان نوح آمد وجود نداشتند.

با خودم فکر کردم:

   بیچاره نوح چقدر زحمت کشید تا همه موجودات جهان را (بر مبنای نوشته عهد عتیق) نجات داد، برای اینکه قرار بود باران همه موجودات جهان و انسان‌ها را نابود کند و یهوه و نه خدا (چرا که یهوه و الله با خدا که ساخته ایرانیان بود کاملا متفاوت هستند) به او گفته بود از هر حیوانی یک جفت را در کشتی بگذار.

نوح هم مجبور شد به استرالیا، آمریکا (کاشف اولیه این قاره‌ها او بود و اولین کسی بود که دور دنیا را با کشتی گشت و بسیاری نقاط جهان را کشف کرد)، آفریقا و جزایر کوچک و بزرگ دنیا برود و‌ دایم در جهان در حال سفر باشد تا همه آنها را جمع آوری بکند و به محل زندگی خود بیاورد.

   او مجبور بود تنهایی یک کشتی بسازد که حداقل چند صد متر طول و چند طبقه داشته باشد، بی دلیل نیست که صدها سال عمر کرد. فقط مشکل آنجا بود که آن حیوانات بیچاره نمی‌توانستند این‌همه عمر بکنند که آن را هم به قدرت یهوه/الله حل کرد.

   آنها را آورد داخل کشتی و چون قرار بود ماه‌ها باران ببارد و آنها روی آب سرگردان باشند در نتیجه برای حیوانات گوشتخوار یک عالمه گوشت آورد، البته به صورت حیوان زنده وگرنه گوشت خراب می‌شد، اگر چنین نمی‌کرد گوشتخواران پس از کمی گرسنگی سایر حیوانات را درهمان کشتی می‌خوردند.

او همچنین برای علف خواران دنیایی علف آورد، فیل، کرگدن و زرافه خیلی خوراک می‌خورند. گاو، گوسفند و … هم دایم در حال نشخوار هستند.

خلاصه یک باغ وحش بسیار بزرگ در یک کشتی درست کرد و مشکل همه حیوانات دنیا را برای زندگی طولانی در آن کشتی حل کرد؛ امری که حتی امروز از عهده هیچ کشوری با هر میزان ثروت هم بر نمی‌آید.

یک استخر بزرگ هم درون کشتی درست کرده بود تا رفع تشنگی بکنند و …

برای همه هم توالت مجزا گذاشته بود.

عقل هم چیز خوبی است.

   آنهاییکه هنوز این داستان‌های انسان‌های چند هزار سال پیش را با تمام وجود می‌خوانند و کمی هم به عدم امکان آنها و‌ مسخره بودنشان فکر نمی‌کنند و آن کتب را نفی نمی‌کنند، اگر بزرگترین عالمان علوم باشند یا شاهان کشورها (انگلیس، سوید و…) یا روسای جمهوری یا … باشند، در این مورد بی عقل یا احمق هستند. چنین افرادی که در قدرت سیاسی نشسته‌اند برای کشورهای خود و دیگران و در کل جهان و بشریت فاجعه هستند. آنانی هم که این فاجعه را (در همین زمان حاضر) نمی‌بیند از آنها بدتر و پایین تر/احمق‌تر می‌باشند.

۲ سپتامبر ۲۰۲۳

۱۱ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

مقابله عقل با دین!

   مسیحیت بر خرافی‌ترین حرف‌ها و اعتقادات کاملا واهی و حتی بزرگترین توهین به همه انسان‌ها که در عهد جدید جمع آوری شده، بنا گردیده است. اگر کسی با دید باز آن کتاب را بخواند متعجب خواهد شد که چگونه ممکن است انسانی که کمی عقل داشته باشد به این حرف‌ها کمترین بهایی بدهد.

اما

   واقعیت اینست که ادیان دکان هستند و مسیحیت دکانش از همه بزرگتر است و باید مشتری زیادی جذب کند پس به انواع مختلف مردم را فریب می‌دهد.

 آیا این فریب دهندگان بیشتر مقصرند یا فریب خوردگان؟

۲ سپتامبر ۲۰۲۳

۱۱ شهریور ۱۴۰۲

اپسالا – سوید

م. حسن بایگان

عقل و حرف‌های مضر!

بعضی نوشته‌ها مثل آدامس است، هرچه می‌خوانی چیزی وارد مغز نمی‌شود، فقط مشغولی و عمر خود را برباد می‌دهی!!

بعضی نوشته‌ها مثل پفک است، مقدار زیادی می‌خوری ولی چیزی راضی/سیر کنند ندارند، فقط سرگرم/مشغولی و از حدی بیشتر ناراحتی ایجاد می‌کنند!

بعضی نوشته‌ها را می‌خوانی بدون اینکه متوجه باشی داری شستشوی مغزی می‌شوی!

بعضی حرف‌ها/نوشته‌ها مفت هم‌ گران هستند!

بعضی نوشته‌ها، زهری است که وارد مغز می‌شوند!

آیا به عنوان نویسنده می‌دانید که چه می‌نویسید؟ اگر از یک فلسفه معقول و منطقی برخوردار نباشید در محدوده موارد بالا قرار می‌گیرید؟

  ۱ سپتامبر ۲۰۲۰

اپسالا – سوید

فیلسوف صاحب مکتب

م. حسن بایگان

USAIran