خامنهای بیشتر ملی گرا بود تا مذهبی.
خامنهای شخصی بسیار باهوش بود.
شاید دوقرن بود که ایران چنین شخصیت برجستهای در صدر قدرت نداشت.
او در شرایطی که جهان پس از فروپاشی شوروی داشت تماما زیر کلید استعماری یهودیان حاکم بر آمریکا میرفت ورق تاریخ را چرخاند. مقاومت ایران و گیر انداختن آمریکا در جنگهای فرسایشی امکان جان گرفتن دوباره روسیه و بیداری و پیشروی چین را فراهم کرد که هم اکنون در ادامه نتیجهاش در زوال غرب نیز دیده میشود.
او توانست ایران ضعیف را به مرحلهای برساند که هماکنون میبینیم توانسته قویترین ارتش جهان که در همکاری با اسرایل و با حمایت لجستیکی بسیار وسیع شیخ نشینهای خلیج پارس و بسیاری کشورها است را شکست نظامی بدهد.
تعیین قدرت جهان یعنی تغییرات اساسی به نتیجه این جنگ بستگی دارد. این یعنی ایران در مقام بالاترین قدرتهای جهان قرار گرفته است.
شکست نظامی آمریکا و اسرایل نیازمند دانش بسیار وسیع انواع علوم است.
جنایت آمریکا و اسرایل در کشتن خامنهای در تاریخ ایران و جهان ثبت و بدنامی تاریخی برای آنها رقم خواهد زد.
تمام آنانی که در این شرایط با اسرایل و آمریکا همکاری و حمایت های مختلف میکنند در جایگاه خاینین به وطن قرار میگیرند؛ و در بهترین حالت احمقهایی تمام عیار هستند.
ناجوانمردانه او را با وصله دیکتاتور مورد هجوم قرار میدادند. ولی قتل او در اولین مرحله جنگ نشان داد که او ابدا دیکتاتور نبود زیرا اگر چنین بود و همه چیز کشور وابسته به او بود (خطای بسیار احمقانه اسرایل و آمریکا که باعث حمله آنها به ایران شد) پس از مرگش نمیبایست حتی یک موشک بطرف دشمنان ایران و بشریت (اسرایل و آمریکا) شلیک میشد. و همه چیز میبایست از هم میپاشید.
اتفاقا بزرگترین مشکل او دیکتاتور نبودنش بود که جان خودش را هم در این راه گذاشت. در حالیکه بزرگترین خصلت رضا شاه و پسرش دیکتاتور بودن آنها بود.
خامنهای بزرگترین شخصیت سیاسی چند قرن اخیر ایران بود که اگر کسی کمی عقل و دانش سیاسی – تاریخی و در کنار آنها صداقت در قضاوت داشته باشد ابدا رضا شاه و پسرش را نمیبایست با او مقایسه میکرد و یا بکند؛ تفاوت میان آنها از زمین تا اوج آسمان است.
جمعه
۱۵ اسفند ۱۴۰
۶ مارس ۲۰۲۶
فیلسوف صاحب مکتب
م. حسن بایگان
اپسالا ـ سوید